مجله اینترنتی گنجیت
امروز : سه شنبه ۵ - ۰۲ - ۱۳۹۶ می باشد

اس ام اس فلسفی پاییز 95

اس ام اس فلسفی پاییز 95

اس ام اس فلسفی پاییز 95
اس ام اس فلسفی پاییز 95

شیوه های مختلف کاشت بذر گردو+عکس

شیوه های مختلف کاشت بذر گردو+عکس

شیوه های مختلف کاشت بذر گردو+عکس
شیوه های مختلف کاشت بذر گردو+عکس

نماد عشق در یونان باستان

نماد عشق در یونان باستان

نماد عشق در یونان باستان
نماد عشق در یونان باستان

چرا قلیان بدتر از سیگار است؟+عکس

چرا قلیان بدتر از سیگار است؟+عکس

چرا قلیان بدتر از سیگار است؟+عکس
چرا قلیان بدتر از سیگار است؟+عکس

خرید موبایل لمسی سامسونگ+عکس

خرید موبایل لمسی سامسونگ+عکس

خرید موبایل لمسی سامسونگ+عکس
خرید موبایل لمسی سامسونگ+عکس

مربای گل محمدی تازه -قیزل گول+عکس

مربای گل محمدی تازه -قیزل گول+عکس

مربای گل محمدی تازه -قیزل گول+عکس
مربای گل محمدی تازه -قیزل گول+عکس

استخدام بیش از 29 هزار نفر در دولت سال 95

استخدام بیش از 29 هزار نفر در دولت سال 95

استخدام بیش از 29 هزار نفر در دولت سال 95
استخدام بیش از 29 هزار نفر در دولت سال 95

کاشت درخت لیمو ترش+عکس

کاشت درخت لیمو ترش+عکس

کاشت درخت لیمو ترش+عکس
کاشت درخت لیمو ترش+عکس

گوشی نوکیا c6-00+عکس

گوشی نوکیا c6-00+عکس

گوشی نوکیا c6-00+عکس
گوشی نوکیا c6-00+عکس

4 واکنشی که نشان دهنده عشق نوزاد به شماست+عکس

4 واکنشی که نشان دهنده عشق نوزاد به شماست+عکس

4 واکنشی که نشان دهنده عشق نوزاد به شماست+عکس
4 واکنشی که نشان دهنده عشق نوزاد به شماست+عکس

چگونه احساساتمان را کنترل کنیم+عکس

چگونه احساساتمان را کنترل کنیم+عکس

چگونه احساساتمان را کنترل کنیم+عکس
چگونه احساساتمان را کنترل کنیم+عکس

یخچال عروس آشپزخونه خاتون کاشان+عکس

یخچال عروس آشپزخونه خاتون کاشان+عکس

یخچال عروس آشپزخونه خاتون کاشان+عکس
یخچال عروس آشپزخونه خاتون کاشان+عکس

جملات فلسفی و عکس نوشته های خرداد ۹۵+عکس

جملات فلسفی و عکس نوشته های خرداد ۹۵+عکس

جملات فلسفی و عکس نوشته های خرداد ۹۵+عکس
جملات فلسفی و عکس نوشته های خرداد ۹۵+عکس

بین دو بارداری چقدر باید فاصله باشد؟+عکس

بین دو بارداری چقدر باید فاصله باشد؟+عکس

بین دو بارداری چقدر باید فاصله باشد؟+عکس
بین دو بارداری چقدر باید فاصله باشد؟+عکس

عکس پسر+عکس

عکس پسر+عکس

عکس پسر+عکس
عکس پسر+عکس

دكتراي مديريت منابع انساني+عکس

دكتراي مديريت منابع انساني+عکس

دكتراي مديريت منابع انساني+عکس
دكتراي مديريت منابع انساني+عکس

مبتلایان به دیابت پیش از بارداری به چه اقداماتی نیاز دارند؟+عکس

مبتلایان به دیابت پیش از بارداری به چه اقداماتی نیاز دارند؟+عکس

مبتلایان به دیابت پیش از بارداری به چه اقداماتی نیاز دارند؟+عکس
مبتلایان به دیابت پیش از بارداری به چه اقداماتی نیاز دارند؟+عکس

رمان قرار نبود+عکس

رمان قرار نبود+عکس

رمان قرار نبود+عکس
رمان قرار نبود+عکس

ارتودنسی نامرئی پلاک‌هایی شفاف برای حفظ زیبایی دندان‌ها+عکس

ارتودنسی نامرئی پلاک‌هایی شفاف برای حفظ زیبایی دندان‌ها+عکس

ارتودنسی نامرئی پلاک‌هایی شفاف برای حفظ زیبایی دندان‌ها+عکس
ارتودنسی نامرئی پلاک‌هایی شفاف برای حفظ زیبایی دندان‌ها+عکس

کوتاه کردن ناخن+عکس

کوتاه کردن ناخن+عکس

کوتاه کردن ناخن+عکس
کوتاه کردن ناخن+عکس

مقابله با سرطان سینه به وسیله این خوراکی ها+عکس

مقابله با سرطان سینه به وسیله این خوراکی ها+عکس

مقابله با سرطان سینه به وسیله این خوراکی ها+عکس
مقابله با سرطان سینه به وسیله این خوراکی ها+عکس

جدید ترین قیمت گوشی HTC HD2+عکس

جدید ترین قیمت گوشی HTC HD2+عکس

جدید ترین قیمت گوشی HTC HD2+عکس
جدید ترین قیمت گوشی HTC HD2+عکس
تبلیغات
خرید رپورتاژ

مانتو

  • کد مطلب : 9571
  • تاریخ انتشار : ۱۵ - ۰۷ - ۱۳۹۵
  • دیدگاه : 0
  • انشا در مورد ماه محرم

    انشا در مورد ماه محرم

    انشا در مورد ماه محرم

    انشا در مورد ماه محرم

    انشا در مورد ماه محرم
    انشا در مورد ماه محرم

    در این مطلب چندین انشا در مورد واقعه عاشورا + ماه محرم برای شما آماده کرده ایم .

    انشا در مورد امام حسین ع

    %db%8c%d8%a7-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86

    انشا کودکانه در مورد ماه محرم


    واقعه کربلا اگرچه از لحاظ زمانی کوتاه و تنها یک روز ( عاشورا )از صبح تا عصر طول کشید اما لحظه لحظه آن درس شهامت ، ایثار و فداکارى ، ایمان و اعتقاد و اخلاص بود. واقعه کربلا دانشگاهى است که از طفل شیرخوار تا پیرمرد محاسن سفیدش به بشریت درس آزادگى مى آموزد. خون هاى مطهر امام حسین (ع ) و یاران با وفایش به اسلام حیات تازه بخشید و زمینه سرنگون شدن دودمان فاسد اموى را فراهم کرد و یاد آن تا ابد و برای همیشه زنده خواهد ماند چرا که زنده نگه داشتن محرم زنده نگه داشتن اسلام است.

    انشاء در مورد ماه محرم

    پس از شهادت امام حسن (ع ) (۵۰ هجرى) امام حسین (ع ) عهده دار امر امامت شد. معاویه پس از بیست سال حکومت ظالمانه  ، در سال ۶۰ هجرى مرد و بر خلاف قرارداد صلح با امام حسن مجتبی (ع)، یزید را که فردى فاسد و شرابخوار و مخالف با اسلام بود به جاى خود قرار داد. او علناً مقدسات اسلامى را  زیر پا مى گذاشت.اینجا بود که  امام حسین علیه السلام از همان آغاز کار با او به مخالفت برخاست .
    یزید نامه اى به حاکم وقت مدینه نوشت و به او دستور داد که از امام حسین (ع ) براى یزید بیعت بگیرد و اگر امام  حاضر نشد او را به قتل برساند. امام (ع ) که حاضر به بیعت کردن با یزید نبود با خانواده خود از مدینه به مکه رفتند. در این هنگام مردم کوفه که از مرگ معاویه با خبر شده بودند نامه هاى زیادى براى امام حسین (ع ) نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بیاید. امام حسین (ع ) نیز مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم کوفه با مسلم بن عقیل همراه شدند. اما با ورود عبیداللّه بن زیاد که از طرف یزید به حکومت کوفه گمارده شده بود و بسیار حیله گر و بى رحم بود، مردم کوفه فریب اقدامات او را خورده و پیمان شکنى کردند و مسلم را تنها گذاشتند.
    در نتیجه عبیداللّه ، مسلم بن عقیل را دستگیر کرده و به شهادت رساند. هنگامى که در ابتدا مردم کوفه با مسلم بیعت کردند، مسلم نامه اى به امام حسین (ع ) نوشت و به ایشان اطلاع داد که به کوفه بیاید. امام حسین (ع ) با خانواده و یاران خود به طرف کوفه حرکت کرد و در نزدیکى کوفه بود که خبر پیمان شکنى مردم کوفه و شهادت مسلم را آوردند. عبیداللّه بن زیاد که با شهادت مسلم بر اوضاع کوفه تسلط پیدا کرده بود حر بن یزید ریاحى را براى زیر نظر گرفتن امام حسین (ع ) و همراهانش فرستاد و سپس عمر بن سعد را با سى هزار نفر به کربلا اعزام کرد. او به عمر بن سعد وعده داده بود که اگر امام حسین (ع ) را به شهادت برساند او را حاکم رى خواهد کرد.
    عمر بن سعد که به طمع حکومت رى به کربلا آمده بود از هیچ ستمى فروگذار نکرد. دستور داد امام حسین (ع ) و یارانش را محاصره کنند و آب را بر روى آنان ببندند. یاران امام حسین (ع ) که از شجاع ترین افراد بودند روز دهم محرم (عاشورا) در حالى که بیش از ۷۲ تن نبودند یکى پس از دیگرى در دفاع از امام حسین (ع ) با عزت و آزادگى به شهادت رسیدند. حر بن یزید ریاحى نیز که ستمگرى سپاه عمر سعد و حقانیت امام حسین (ع ) را مشاهده کرد به سپاه امام پیوست و به شهادت رسید.

    امام حسین علیه السلام روز دهم محرم سال ۶۱ هجرى ، در سن ۵۷ سالگى در کربلا به شهادت رسید. مرقد ایشان و برادر فداکارش ابالفضل و فرزندان و یارانش در شهر کربلا در عراق قرار دارد.تداوم حیات اسلام مرهون شهادت او است ـ اگر به تاریخ مراجعه شود، فهمیده می شود اگر قیام حسین و اسارت اهل بیت آن بزرگوار نبود، نامی از اسلام نمانده بود.
    حسین (ع) عشق و فداکاری و گذشت در راه خدا را عملاً معنی کرد و باید گفت اگر کار امام حسین در روز عاشورا نبود، بسیاری از مفاهیم و لغات را نمی شد معنی کرد. حسین در روز عاشورا می گوید:
    اللهم انت ثقتی فی کل کرب وانت رجائی فی کل شر وانت فی کل امر نزل بی ثقة وعده، کم من هم یضعف فیه الفؤاد وتقل فیه الحیلة ویخذل فیه الصدیق ویشمت فیه العدو انزلته بک وشکوته الیکرغبة منی الیک عمن سواک ففر جته وکشفته فانت ولی کل نعمة وصاحب کل حسن ومنتهی کل رغبة.
    ای خدا پناه من در هر غمی تو هستی و امید من در هر سختی تو هستی. در هرچه بر من روی آورد تو پناه و یاری کننده من هستی. چه بسیار از غمهایی که دل را به تپش درمی آورد و چاره را کم می کند و رفیق را درمانده و دشمن را خوشنود می کند به تو واگذار کردم و شکایت آن را به تو کردم برای رغبتی که فقط به تو داشتم نه به غیر تو، و تو آن غم را دفع کردی. پس تو صاحب هر نعمت و هر خوبی هستی و منتهای هر آرزو تویی.»
    او هرچه دارد در راه حق فدا می کند، جان، مال، عیال، اصحاب، اولاد و حتی طفل شیر خوار را، و در گودال قتلگاه چنین می گوید:
    ترکت الخلق طرا فی هواکا              وایتمت العیال لکی اراکا
    ولو قطعتنی فی الحب اربا                  لماحن الفؤاد الی سواکا
    ای خدا از همه کس، از همه چیز در راه تو گذشتم و برای ملاقات تو از همه وابستگان چشم پوشیدم. ای خدا اگر در راه محبت تو پاره پاره شوم دل من به سوی غیر تو تمایل نخواهد کرد.
    در خطبه حسین (ع) شب ترویه، که صبح آن شب به کربلا حرکت نمود آمده است:
    من کان باذلا مهجته فینا فلیرحل معنا غدا فانا راحلون غدا انشاء الله.
    هر که می خواهد خونش را در راه ما دهد، فردا با ما حرکت کند. ما به یاری خدا فردا حرکت خواهیم کرد و نظیر این جمله در کلمات امام حسین علیه السلام زیاد دیده می شود.
    باید گفت اگر اسلام در مخاطره باشد و زمینه برای قیام مفید باشد، قیام با علم به شهادت، یک وظیفه دینی برای همه است و قیام حسین علیه السلام چنین بود. از خطبه های امام حسین (ع) روشن می شود که دین اسلام در مخاطره شدید قرار داشته است. امام همان روزی که از مدینه حرکت می کند چنین می فرماید:
    انّی لم اخرج بطراً وا مفسداً ولا ظالماً وانما خرجت ان آمر بالمعروف وانهی عن المنکر واسیر بسیرة جدّی وابی واطلب الصلاح فی امة جدی.
    «من قیام نکرده ام برای اخلال و افساد و ظلم، بلکه قیام من به خاطر امر به معروف و نهی از منکر و نشان دادن راه رسول اکرم و پدرم امیرالمؤمنین و اصلاح مفاسد در امت جدم می باشد.»
    و در کربلا ـ وقتی که همه مهیای شهادت بودند ـ خطبه می خواند و در آن خطبه می فرماید:
    الا ترون ان الحق لایعمل به والباطل لایتناهی عنه لیرغب المومن فی لقاء الله وانی لا اری الموت الا سعادة والحیاة مع الظّالمین الاّ برماً.
    «آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی شود؟ باید مؤمن از این پیشامد بمیرد و همانا من، مرگ را با این پیشامد سعادت می دانم و زندگی با ظلم جز بدبختی چیز دیگری نیست.»
    قیام ابی عبدالله علیه السلام، قیام نظامی نبود بلکه قیام عاطفی و تبلیغی بود. حسین علیه السلام نمی خواست شخص یزید و یزیدها را بردارد، بلکه می خواست شخصیت یزید و بنی امیه و بنی مروان را نابود کند؛ مردم را بیدار کند، مردم را به حکومت بشوراند، مردم را از حکومت متنفر کند. از این جهت بطور مخفی از مدینه بیرون رفت و وقتی مردم فوج فوج به مکه می آمدند، او از مکه حرکت کرد و روز عاشورا علاوه بر اینکه گاهی بدون اسلحه به میدان می رفت و سخنرانی عاطفی و تبلیغی می نمود و علاوه بر اینکه گاهی قرآن را به میدان می برد و آنان را به قرآن قسم می داد که بیدار شوند، کودک شیر خوارش را نیز به میدان برد که او را روی دستانش شهید کردند و سرانجام موجی در کربلا ایجاد کرد که عصر عاشورا تأثیر نهاد و اختلافی در میان لشکر یزید پدید آمد.
    این موج را باید موج دیگری پیروی کند و آن موج دیگر، اسارت خاندان حضرت حسین (ع) بود. خاندان ابی عبدالله الحسین به واسطه اسارتشان، به واسطه تبلیغاتی که داشتند، موج عظیمی در کوفه و شام بلکه همه ممالک اسلامی ایجاد کرد. حتی گفته شده که در مدت بیست سال قبل از قیام حسین (ع) یک انقلاب هم واقع نشد، ولی در مدت بیست سال بعد از قیام حسین، بیشتر از بیست انقلاب رخ دادکه طی آن در سال دوم، دولت بنی امیّه و در سال بیستم، دولت بنی مروان به دست عباسیان برچیده شد.
    این موج دوم را موج دائمی دیگری باید مدد کند تا آن موج زنده بماند و آن موج سوّم، موج عزا، نوحه سرایی، گریه، سینه زنی، و زیارت حسین است. عزاداری علاوه بر آنکه روش شهادت و فداکاری و ایثار و شهادت پروری را به انسان می آموزد و رهبر با کفایت می تواند به واسطه آن مجالس و آن دسته از احساسات مردم بهره گیرد، اضافه بر آن تعلیم و تعلم عمومی نیز مرهون این مجالس است. تهذیب نفس خصوصاً صبر، استقامت، شجاعت و زیر بار ظلم نرفتن از اثرات مستقیم آن است. نقش دیگر این گونه مجالس، زنده نمودن دو قانون است از قوانین بزرگ اسلام که امر به معروف و نهی از منکر باشد.

    انشاء در مورد ماه محرم
    گریه برای حسین، تشکیل مجالس عزا، دسته های عزا، زیارت از دور و نزدیک، ایجاد بناهایی مثل حسینیه و سقاخانه، زنده نگاه داشتن ولایت است، زنده نگاه داشتن خون حسین است، شرکت در موج اول است، زنده نگاه داشتن روح انقلاب است تا بالاخره به دست راهبرش حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف تسلّط بر جهان حاصل شود. اگر همه ثواب بر عزاداری، بر زیارت، بر تشکیل مجالس مترتب شده است، اصل زیارت، اصل تشکیل مجالس، برای این است که این گونه مجالس، رمز پیروزی، رمز بقای شیعه، رمز زنده کردن ولایت و بالاخره مردم را از زیر پرچم حسین آوردن و همه را با حسین و هدفش هماهنگ کردن است.


    درباره امام حسین (ع)

    خلاصه ای از زندگانی امام حسین علیه السلام
    ولادت
    در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (1) دومين فرزند برومند حضرت على وفاطمه , كه درود خدا بر ايشان باد, در خانه وحى و ولايت چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پيامبر گرامى اسلام (ص ) رسيد, به خانه حضرت على (ع ) و فاطمه (س ) آمد و اسما (2) را فرمود تا كودك را بياورد.اسما او را در پارچه اى سپيد پيچيد و خدمت رسول اكرم (ص ) برد, آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت.(3)
    به روزهاى اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش , امين وحى الهى , جبرئيل  فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا, اين نوزاد را به نام پسر كوچك هارون (شبير) (4) كه به عربى (حسين ) خوانده مي شود نام بگذار.(5)چون على براى تو به سان هارون براى موسى بن عمران است , جز آن كه تو خاتم پيغمبران هستى .و به اين ترتيب نام پرعظمت حسين از جانب پروردگار, براى دومين فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد.
    به روز هفتم ولادتش , فاطمه زهرا كه سلام خداوند بر او باد, گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقيقه (6) كشت, و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد. (7)

     

    حسين (ع ) و پيامبر (ص )
    از ولادت حسين بن على (ع ) كه در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) كه شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد, مردم از اظهار محبت و لطفى كه پيامبر راستين اسلام (ص ) درباره حسين (ع ) ابراز ميداشت, به بزرگوارى و مقام شامخ پيشواى سوم آگاه شدند.
    سلمان فارسى مي گويد: ديدم كه رسول خدا (ص ) حسين (ع ) را بر زانوى خويش نهاده او را مي بوسيد و مي فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى, تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى, تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاى خدايى كه نُه نفرند و خاتم ايشان ,قائم ايشان (امام زمان عج ) مي باشد. (8)

    انس بن مالك روايت مي كند: وقتى از پيامبر پرسيدند كدام يك از اهل بيت خود را بيشتر دوست مي دارى , فرمود: حسن و حسين را, (9) بارها رسول گرامى حسن (ع ) و حسين (ع ) را به سينه مي فشرد وآنان را مي بوييد و مي بوسيد. (10)
    ابوهريره كه از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است , در عين حال اعتراف مي كند كه :رسول اكرم را ديدم كه حسن و حسين را بر شانه هاى خويش نشانده بود و به سوى مامي آمد, وقتى به ما رسيد فرمود هر كس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته , و هر كه با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است.(11)عاليترين, صميميترين و گوياترين رابطه معنوى و ملكوتى بين پيامبر و حسين را ميتوان در اين جمله رسول گرامى اسلام(ص )خواند كه فرمود:حسين از من و من ازحسينم (12)

     

    حسين (ع ) با پدر
    شش سال از عمرش با پيامبر بزرگوار سپرى شد, و آن گاه كه رسول خدا (ص ) چشم از جهان فروبست و به لقاى پروردگار شتافت , مدت سى سال با پدر زيست. پدرى كه جز به انصاف حكم نكرد , و جز به طهارت و بندگى نگذرانيد, جز خدا نديد و جز خدا نخواست و جز خدا نيافت.پدرى كه در زمان حكومتش لحظه اى او را آرام نگذاشتند ,همچنان كه به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند.
    در تمام اين مدت , با دل و جان از اوامر پدر اطاعت مي كرد, و در چند سالى كه حضرت على (ع ) متصدى خلافت ظاهرى شد, حضرت حسين (ع ) در راه پيشبرد اهداف اسلامى , مانند يك سرباز فداكار، همچون برادر بزرگوارش مي كوشيد, و در جنگهاى جمل , صفين و نهروان شركت داشت.(13)
    به اين ترتيب , از پدرش اميرالمؤمنين(ع ) و دين خدا حمايت كرد و حتى گاهى در حضور جمعيت به غاصبين خلافت اعتراض مي كرد. در زمان حكومت عمر, امام حسين (ع ) وارد مسجد شد, خليفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده كرد كه سخن ميگفت. بی درنگ از منبر بالا رفت و فرياد زد: از منبرپدرم فرود آى …. (14)
    امام حسين (ع ) با برادر
    پس از شهادت حضرت على (ع ), به فرموده رسول خدا (ص ) و وصيت اميرالمؤمنين (ع ) امامت و رهبرى شيعيان به حسن بن على (ع ), فرزند بزرگ اميرالمؤمنين (ع ), منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد كه به فرامين پيشوايشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسين (ع ) كه دست پرورد وحى محمدى و ولايت علوى بود, همراه و همكار و همفكر برادرش بود. چنان كه وقتى بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ,امام حسن (ع ) مجبور شد كه با معاويه صلح كند و آن همه ناراحتي ها را تحمل نمايد, امام حسين (ع ) شريك رنج هاى برادر بود و چون ميدانست كه اين صلح به صلاح اسلام و مسلمين است , هرگز اعتراض به برادر نداشت.

     

     

    حتى يك روز كه معاويه , در حضور امام حسن (ع ) وامام حسين (ع ) دهان آلوده اش را به بدگويى نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان اميرمؤمنان (ع ) گشود, امام حسين (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوى معاويه بشكند و سزاى ناهنجاريش را به كنارش بگذارد, ولى امام حسن (ع ) او را به سكوت و خاموشى فراخواند, امام حسين (ع ) پذيرا شد و به جايش بازگشت , آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاويه برآمد, و با بيانى رسا و كوبنده خاموشش ساخت . (15)
    امام حسين (ع ) در زمان معاويه
    چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) به شهادت رسیدند, به گفته رسول خدا (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و وصيت حسن بن على (ع ) امامت و رهبرى شيعيان به امام حسين (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبرى جامعه گرديد.

    امام حسين (ع ) مي ديد كه معاويه با اتكا به قدرت اسلام , بر اريكه حكومت اسلام به ناحق تكيه زده , سخت مشغول تخريب اساس جامعه اسلامى و قوانين خداوند است و از اين حكومت پوشالى مخرب به سختى رنج مي برد, ولى نمي توانست دستى فراز آورد وقدرتى فراهم كند تا او را از جايگاه حكومت اسلامى پايين بكشد, چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نيز وضعى مشابه او داشت.
    امام حسين (ع ) مي دانست اگر تصميمش را آشكار سازد و به سازندگى قدرت بپردازد, پيش از هر جنبش و حركت مفيدى به قتلش مي رسانند, ناچار دندان بر جگر نهاد و صبررا پيشه ساخت كه اگر بر مي خاست , پيش از اقدام به دسيسه به شهادت رساندن, از اين كشته شدن هيچ نتيجه اى گرفته نمي شد. بنابراين تا معاويه زنده بود, چون برادر زيست و علم مخالفت هاى بزرگ نيفراخت , جز آن كه گاهى محيط و حركات و اعمال معاويه را به باد انتقاد مي گرفت و مردم رابه آينده نزديك اميدوار مي ساخت كه اقدام مؤثرى خواهد نمود.

     

    در تمام طول مدتى كه معاويه از مردم براى ولايتعهدى يزيد, بيعت مي گرفت , حسين به شدت با اومخالفت كرد, و هرگز تن به بيعت يزيد نداد و وليعهدى او را نپذيرفت و حتى گاهى سخنانى تند به معاويه گفت و يا نامه اى كوبنده براى او نوشت .(16) معاويه هم در بيعت گرفتن براى يزيد, به او اصرارى نكرد و امام (ع ) همچنين بود و ماند تا معاويه درگذشت …

     

     

    قيام حسينى
    يزيد پس از معاويه بر تخت حكومت اسلامى تكيه زد و خود را اميرالمؤمنين خواند و براى اين كه سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبيت كند, مصمم شد براى نامداران و شخصيتهاى اسلامى پيامى بفرستد و آنان را به بيعت با خويش بخواند. به همين منظور, نامه اى به حاكم مدينه نوشت و در آن يادآور شد كه براى من از حسين (ع )بيعت بگير و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان .
    حاكم اين خبر را به امام حسين (ع )رسانيد و جواب مطالبه نمود. امام حسين (ع ) چنين فرمود: انا لله و انا اليه راجعون و على الاسلام السلام اذا بليت الامة براع مثل يزيد.(17) آن گاه كه افرادى چون يزيد, (شرابخوار و قمارباز و بي ايمان و ناپاك كه حتى ظاهر اسلام را هم مراعات نمي كند) بر مسند حكومت اسلامى بنشيند, بايد فاتحه اسلام را خواند.(زيرا اين گونه زمامدارها با نيروى اسلام و به نام اسلام , اسلام را از بين ميبرند.)
    امام حسين (ع ) مي دانست اينك كه حكومت يزيد را به رسميت نشناخته است,اگر در مدينه بماند به قتلش مي رسانندش, لذا به امر پروردگار, شبانه و مخفى از مدينه به سوى مكه حركت كرد. آمدن آن حضرت به مكه , همراه با سرباز زدن او از بيعت يزيد, در بين مردم مكه و مدينه انتشار يافت , و اين خبر تا به كوفه هم رسيد.

     

    كوفيان ازامام حسين (ع ) كه در مكه به سر مي برد دعوت كردند تا به سوى آنان آيد و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقيل , پسر عموى خويش را به كوفه فرستاد تا حركت و واكنش اجتماع كوفى را از نزديك ببيند و برايش بنويسد. مسلم به كوفه رسيد و با استقبال گرم و بي سابقه اى روبرو شد, هزاران نفر به عنوان نايب امام (ع ) با او بيعت كردند, و مسلم هم نامه اى به امام حسين (ع ) نگاشت و حركت فورى امام (ع ) را لازم گزارش داد.
    هر چند امام حسين (ع ) كوفيان را به خوبى مي شناخت , و بي وفايى و بي دينيشان را در زمان حكومت پدر و برادر ديده بود و مي دانست به گفته ها و بيعتشان با مسلم نمي توان اعتماد كرد, و ليكن براى اتمام حجت و اجراى اوامر پروردگار تصميم گرفت كه به سوى كوفه حركت كند.با اين حال تا هشتم ذيحجه , يعنى روزى كه همه مردم مكه عازم رفتن به منى بودند (18) و هر كس در راه مكه جا مانده بود با عجله تمام مي خواست خود را به مكه برساند, آن حضرت در مكه ماند و در چنين روزى با اهل بيت و ياران خود, از مكه به طرف عراق خارج شد و با اين كار هم به وظيفه خويش عمل كرد و هم به مسلمانان جهان فهماند كه پسر پيغمبر امت , يزيد را به رسميت نشناخته و با او بيعت نكرده ,بلكه عليه او قيام كرده است .
    يزيد كه حركت مسلم را به سوى كوفه دريافته و از بيعت كوفيان با او آگاه شده بود, ابن زياد را (كه از پليدترين ياران يزيد و از كثيفترين طرفداران حكومت بنى اميه بود) به كوفه فرستاد.ابن زياد از ضعف ايمان و دورويى و ترس مردم كوفه استفاده نمود و با تهديد وارعاب , آنان را از دور و بر مسلم پراكنده ساخت , و مسلم به تنهايى با عمال ابن زياد به نبرد پرداخت , و پس از جنگى دلاورانه و شگفت , با شجاعت شهيد شد.(سلام خدا بر او باد).و ابن زياد جامعه دورو و خيانتكار و بي ايمان كوفه را عليه امام حسين (ع ) برانگيخت , و كار به جايى رسيد كه عده اى از همان كسانى كه براى امام (ع ) دعوتنامه نوشته بودند, سلاح جنگ پوشيدند و منتظر ماندند تا امام حسين (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.
    امام حسين (ع ) از همان شبى كه از مدينه بيرون آمد, و در تمام مدتى كه در مكه اقامت گزيد, و در طول راه مكه به كربلا, تا هنگام شهادت , گاهى به اشاره , گاهى به صراحت , اعلان ميداشت كه :

    مقصود من از حركت , رسوا ساختن حكومت ضد اسلامى يزيد وبرپاداشتن امر به معروف و نهى از منكر و ايستادگى در برابر ظلم و ستمگرى است وجز حمايت قرآن و زنده داشتن دين محمدى هدفى ندارم .

    و اين مأموريتى بود كه خداوند به او واگذار نموده بود, حتى اگر به كشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسيرى خانواده اش اتمام پذيرد.
    رسول گرامى (ص) و اميرمؤمنان (ع) و حسن بن على (ع) پيشوايان پيشين اسلام, شهادت امام حسين (ع) را بارها بيان فرموده بودند.حتى در هنگام ولادت امام حسين (ع ),رسول گرانمايه اسلام (ص ) شهادتش را تذكر داده بود. (19) و خود امام حسين (ع ) به علم امامت ميدانست كه آخر اين سفر به شهادتش مي انجامد, ولى او كسى نبود كه در برابر دستور آسمانى و فرمان خدا براى جان خود ارزشى قائل باشد, يا از اسارت خانواده اش واهمه اى به دل راه دهد. او آن كس بود كه بلا را و شهادت را سعادت مي پنداشت . (سلام ابدى خدا بر او باد) .
    خبر شهادت حسين (ع ) در كربلا به قدرى در اجتماع اسلامى مورد گفتگو واقع شده بود كه عامه مردم از پايان اين سفر مطلع بودند. چون جسته و گريخته, از رسول الله (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و امام حسن بن على (ع ) و ديگر بزرگان صدر اسلام شنيده بودند. بدين سان حركت امام حسين (ع ) با آن درگيري ها و ناراحتي ها احتمال كشته شدنش را در اذهان عامه تشديد كرد.

     

    به ويژه كه خود در طول راه مي فرمود: من كان باذلا فينا مهجته و موطنا على لقاء الله نفسه فليرحل معنا. (20) هر كس حاضر است در راه ما از جان خويش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد,همراه ما بيايد. و لذا در بعضى از دوستان اين توهم پيش آمد كه حضرتش را از اين سفر منصرف سازند، غافل از اين كه فرزند على بن ابى طالب (ع ) امام و جانشين پيامبر, و از ديگران به وظيفه خويش آگاه تر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده، دست نخواهد كشيد.
    بارى امام حسين (ع ) با همه اين افكار و نظريه ها كه اطرافش را گرفته بود به راه خويش ادامه داد, و كوچكترين خللى در تصميمش راه نيافت .سرانجام  رفت, و شهادت را دريافت. نه خود تنها, بلكه با اصحاب و فرزندان كه هر يك ستاره اى درخشان در افق اسلام بودند, رفتند و كشته شدند,و خون هايشان شن هاى گرم دشت كربلا را لاله باران كرد تا جامعه مسلمانان بفهمد يزيد (باقيمانده بسترهاى گناه آلود خاندان اميه) جانشين رسول خدا نيست , و اساسا اسلام از بنى اميه و بنى اميه از اسلام جداست.

     

    راستى هرگز انديشيده ايد اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرين حسين (ع) به وقوع نمي پيوست و مردم يزيد را خليفه پيغمبر (ص ) مي دانستند, و آن گاه اخبار دربار يزيد و شهوت راني هاى او و عمالش را مي شنيدند, چقدر از اسلام متنفر مي شدند, زيرا اسلامى كه خليفه پيغمبرش يزيد باشد, به راستى نيز تنفرآور است … و خاندان پاك حضرت امام حسين (ع ) نيز اسير شدند تا آخرين رسالت اين شهادت رابه گوش مردم برسانند.

     

    و شنيديم و خوانديم كه در شهرها, در بازارها, در مسجدها, در بارگاه متعفن پسر زياد و دربار نكبت بار يزيد, هماره و همه جا دهان گشودند وفرياد زدند, و پرده زيباى فريب را از چهره زشت و جنايتكار جيره خواران بنى اميه برداشتند و ثابت كردند كه يزيد سگباز وشرابخوار است, هرگز لياقت خلافت ندارد و اين اريكه اى كه او بر آن تكيه زده جايگاه او نيست. سخنانشان رسالت شهادت حسينى را تكميل كرد, طوفانى در جانها برانگيختند, چنان كه نام يزيد تا هميشه مترادف با هر پستى و رذالت و دنائت گرديد و همه آرزوهاى طلايى و شيطانيش چون نقش بر آب گشت.
    نگرشى ژرف ميخواهد تا بتوان بر همه ابعاد اين شهادت عظيم و پرنتيجه دست يافت.از همان اوان شهادتش تا كنون , دوستان و شيعيانش , و همه آنان كه به شرافت و عظمت انسان ارج مي گذارند, همه ساله سالروز به خون غلتيدنش را, سالروز قيام و شهادتش را با سياهپوشى و عزادارى محترم مي شمارند, و خلوص خويش را با گريه بر مصايب آن بزرگوار ابراز ميدارند.

     

    پيشوايان معصوم ما, هماره به واقعه كربلا و به زنده داشتن آن عنايتى خاص داشتند. غير از اين كه خود به زيارت مرقدش مي شتافتند و عزايش را بر پا مي داشتند, در فضيلت عزادارى و محزون بودن براى آن بزرگوار, گفتارهاى متعددى ايراد فرموده اند.
    ابوعماره گويد: روزى به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسيدم , فرمود اشعارى درسوگوارى حسين براى ما بخوان . وقتى شروع به خواندن نمودم صداى گريه حضرت برخاست , من مي خواندم و آن عزيز مي گريست , چندان كه صداى گريه از خانه برخاست . بعد از آن كه اشعار را تمام كردم , امام (ع ) در فضليت و ثواب مرثيه و گرياندن مردم بر امام حسين (ع ) مطالبى بيان فرمود. (21)
    نيز از آن جناب است كه فرمود: گريستن و بي تابى كردن در هيچ مصيبتى شايسته نيست مگر در مصيبت حسين بن على , كه ثواب و جزايى گرانمايه دارد. (22) باقرالعلوم , امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم كه يكى از اصحاب بزرگ او است فرمود: به شيعيان ما بگوييد كه به زيارت مرقد حسين بروند, زيرا بر هر شخص باايمانى كه به امامت ما معترف است , زيارت قبر اباعبدالله لازم ميباشد. (23)
    امام صادق (ع ) مي فرمايد: ان زيارة الحسين عليه السلام افضل ما يكون من الاعمال . همانا زيارت حسين (ع ) از هر عمل پسنديده اى ارزش و فضيلتش بيشتر است . (24) زيرا كه اين زيارت در حقيقت مدرسه بزرگ و عظيم است كه به جهانيان درس ايمان و عمل صالح مي دهد و گويى روح را به سوى ملكوت خوبي ها و پاكدامني ها و فداكاري ها پرواز مي دهد.

     

    هر چند عزادارى و گريه بر مصايب حسين بن على (ع ), و مشرف شدن به زيارت قبرش و بازنماياندن تاريخ پرشكوه و حماسه ساز كربلايش ارزش و معيارى والا دارد, لكن بايد دانست كه نبايد تنها به اين زيارت ها و گريه ها و غم گساريدن اكتفا كرد, بلكه همه اين تظاهرات , فلسفه ديندارى, فداكارى و حمايت از قوانين آسمانى را به ما گوشزدمينمايد, و هدف هم جز اين نيست , و نياز بزرگ ما از درگاه حسينى آموختن انسانيت و خالى بودن دل از هر چه غير از خداست ميباشد, و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضيه بپردازيم , هدف مقدس حسينى به فراموشى مي گرايد.


    ماه محرم انشا

    انشا کوتاه ماه محرم :

    ماه  محرم  یا محرم‌الحرام نخستین ماه تقویم اسلامی (هجری قمری) و به اعتقاد مسلمانان از جملهٔ ماه‌های حرام است. شیعیان در این ماه به عزاداری برای امام حسین (ع) و یارانش می پردازند.  اهل سنت نیز روز عاشورا را سالگرد روزی می دانند که موسی دریای سرخ را شکافت و خودش و پیروانش از آن عبور کردند. اهل سنت این روز را گرامی می دارند. سابقهٔ سوگواری و برپایی عزاداری برای حسین بن علی به اولین روزهای بعد از عاشورا، در محرم سال ۶۱ هجری می‌رسد.عاشورا، دهمین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است ، شهرت این روز نزد شیعیان به دلیل وقایع عاشورای سال ۶۱ هجری قمری است که با تقویم هجری خورشیدی این روز برابر با سه‌شنبه، ۲۰ مهر ۵۹ خورشیدی است . در این روز حسین بن علی  و یاران وی در رویداد کربلا در جنگ با لشکر یزید کشته شدند و مسلمانان در آن سوگواری می‌کنند. در مناطق شیعه نشین مراسم عزاداری برگزار می‎‏‌شود. در تقویم رسمی ایران، افغانستان، عراق، پاکستان و هند این روز تعطیل می‌باشد.سوگواری برای کشته شدان کربلا در همان روزهای پس این واقعه انجام شد. در اربعین هنکامیکه اسیران از شام بسوی مدینه درحرکت بودند راه خود را به سمت کربلا تغییر داه و هنکامیکه بدان سرزمین رسیدند با جابر ابن عبدالله انصاری صحابی پیامبر و تعدادی از بنی هاشم مواجه شدند و در آنجا به سوگواری و نوحه سرایی پرداختند.سوگواری برای حسین بن علی و دیگر یارانش از روز نخست محرم آغاز می‌شود و در ظهر عاشورا به اوج می‌رسد. در غروب و شامگاه عاشورا، این سوگواری تحت عنوان مراسم شام غریبان ادامه پیدا می‌کند. در روز ۱۲ محرم نیز مراسمی با نام «سوم امام حسین» انجام می‌شود. این نوع مراسم‌ها در روز ۱۶ محرم با نام «هفتم امام حسین» و ۲۰ صفر با نام «اربعین» ادامه پیدا می‌کند. مراسم سوگواری سومین امام شیعیان از دیدگاه شیعه اهمیت بسیاری دارد و انجام آن عبادت است. سوگواری محرم در جاهای مختلف به صورت‌های گوناگون انجام می‌شود. علاوه بر شیعیان، این مراسم در میان غیر‌مسلمانان در ترینیداد و توباگو، جامائیکا، هند و ارمنی‌های ایران برگزار می‌شود. سوگواری محرم علاوه بر ابعاد مذهبی، ابعاد سیاسی و اجتماعی نیز دارد.

     


     

    انشا در مورد ماه محرم

    ماه  محرم  یا محرم‌الحرام نخستین ماه تقویم اسلامی (هجری قمری) و به اعتقاد مسلمانان از جملهٔ ماه‌های حرام است. به‌همان‌گونه که پیش از ظهور اسلام، در دوران جاهلیت، جنگ و خونریزی در این ماه‌ها ممنوع بود، محمد نیز همان را تأیید کرد.
    بقیه در ادامه مطلب…
    حسین بن علی

    حسین از همان ابتدا بیعت با یزید را نپذیرفت. یزید نامه‌ای به حاکم مدینه نوشت و به او دستور داد که از حسین برای یزید بیعت بگیرد و اگر حاضر نشد او را به قتل برساند. حسین پسر علی موافق راه و روش حکومت هم عصر خود نبود. بنابراین حاضر به بیعت کردن با یزید نشد و با خانواده خود برای حج از مدینه به مکه رفت.

    در این هنگام عده‌ای از مردم کوفه که از مرگ معاویه با خبر شده بودند نامه‌هایی برای حسین نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بیاید. حسین نیز که مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاده بود، خود مراسم حج تمتع را به عمره تبدیل کرد و بطرف کوفه حرکت نمود. ابتدا شماری از مردم کوفه با مسلم بن عقیل همراه شدند؛ اما با ورود عبیدالله بن زیاد که از طرف یزید به حکومت کوفه گمارده شده بود و خبر آورده بود که حسین مراسم حج را نیمه کاره گذاشته و قاضی شریح فتوای قتل او را داده‌است و مردم کوفه را تهدید کرده بود مسلم را ترک کنند تا بلکه حسین را از ترک حج و آمدن به کوفه منصرف کرده و مانع بیعت مردم کوفه با وی شوند، مردم کوفه بیعت خود را از حسین پسرعلی پس گرفتند و به مخالفت با حسین پسر علی روی آوردند. او سرانجام در روز دهم محرم سال شصت و یکم هجری قمری (برابر بیست و یکم مهرماه سال ۵۹ خورشیدی) به همراه ۷۲ تن از یارانش کشته‌شدند. شیعیان همه سال سالروز کشته شدن حسین را با مراسم مذهبی و عزاداری پاس می‌دارند.

    عاشورا، دهمین روز از ماه محرم در گاه‌شماری هجری قمری، روز مقدس مسلمانان است.[۱] شهرت این روز نزد شیعیان به دلیل وقایع عاشورای سال ۶۱ هجری قمری است که با گاه‌شماری هجری خورشیدی این روز برابر با سه‌شنبه، ۲۰ مهر ۵۹ خورشیدی است.[۲] هرچند براساس گاه‌شماری هجری قمری قراردادی این روز با چهارشنبه، ۲۱ مهر تطبیق داده می‌شود.[۳][۴] در این روز حسین بن علی – امام سوم شیعیان – و یاران وی در رویداد کربلا در جنگ با لشکر یزید کشته شدند و مسلمانان در آن سوگواری می‌کنند. در مناطق شیعه نشین مراسم عزاداری برگزار می‎‏‌شود. در تقویم رسمی ایران، افغانستان، عراق، پاکستان و هند این روز تعطیل می‌باشد.

    عاشورا در لغت به‌معنای «دهمین» است.

    سابقهٔ سوگواری و برپایی عزاداری برای حسین بن علی به اولین روزهای بعد از عاشورا، در محرم سال ۶۱ هجری می‌رسد. از علی بن حسین چنین روایت شده‌است:
    «

    پس از حادثهٔ عاشورا، هیچ بانویی از بانوان بنی‌هاشم، سرمه نکشید و خضاب ننمود و از خانهٔ هیچ یک از بنی‌هاشم دودی که نشانهٔ پختن غذا باشد، بلند نشد، تا آن‌که، ابن زیاد به هلاکت رسید. ما پس از فاجعهٔ خونین عاشورا پیوسته اشک بر چشم داشته‌ایم

     

    ادبیات عاشورایی

    بخش اندکی از قصیدهٔ سیف فرغانی (قرن ششم و متعلق به سرزمین کنونی فرغانه در ازبکستان) در مصیبت حسین و یاران او:
    ای قوم، در این عزا بگریید         برکشتهٔ کربلا بگریید
    در ماتم او خمش مباشید         یا نوحه کنید، یا بگریید
    اشک از پی چیست؟ تا بریزید         چشم از پی چیست؟ تا بگریید

    همچنین شعر معروف محتشم کاشانی (سدهٔ ۱۰ قمری) در رثای واقعه کربلا که اینگونه آغاز می‌شود:
    باز این چه شورش است که در خلق عالم است         باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟
    باز این چه رستخیز عظیم است؟ کز زمین         بی نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است
    این صبح تیره باز دمید از کجا کزو         کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
    گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب         کآشوب در تمامی ذرات عالم است
    گر خوانمش قیامت دنیا، بعید نیست         این رستخیز عام، که نامش محرم است

    سوگواری عاشورا مختص مسلمانان نیست. در ایران ارمنی‌ها نیز دستجات عزاداری دارند.[۷][۸]

    در ترینیداد و توباگو [۹] و جامائیکا[۱۰] تمامی گروه‌های قومی و مذهبی در مراسمی که به زبان محلی «هوسِی» خوانده می‌شود شرکت می‌کنند و به سوگواری می‌پردازند.[نیازمند منبع]

    نگرش مذاهب دیگر
    اهل سنت

    اهل سنت روز عاشورا را سالگرد روزی می دانند که موسی دریای سرخ را شکافت و خودش و پیروانش از آن عبور کردند. اهل سنت این روز را گرامی می داند و روزه گرفتن در این روز را مستحب می دانند، در حالی که شیعیان روزه گرفتن در روز عاشورا را مکروه می دانند. در مورد واقعه عاشورای سال ۶۱ اغلب تاریخ نگاران اهل سنت از جمله محمد بن جریر طبری، بلاذری، ابن سعد، ابن قتیبه دینوری، احمد بن داوود دینوری و ابن اثیر واقعه کربلا را به تفصیل و بر اساس روایت ابومخنف بیان کرده‌اند.
    یهودیت

    این روز معادل یوم‌کیپور – عید یهودیان در روز دهم ماه تیشری- شمرده شده است.[۱۱] همچنین زمان بسیاری وقایع سرنوشت ساز برای پیامبران پیشین به این روز منتسب شده است. پذیرش توبه آدم، پایان طوفان نوح، گذشتن ابراهیم از میان آتش، بینا شدن یعقوب، بهبود بیماری ایوب و انتقال عیسی به بهشت پس از تلاش ناموفق یهودیان برای مصلوب کردن او، همگی مطابق برخی روایات در این روز اتفاق افتاده‌اند.[۱۲]

    نبرد کربلا جنگی بود که در دهم محرم ۶۱ هجری قمری (۲۱ مهر سال ۵۹ خورشیدی) اتفاق افتاد و به عاشورا معروف است. این نبرد میان سپاه حسین بن علی و سپاه یزید بن معاویه در نزدیکی محلی به‌نام کربلا در گرفت.

    حسین بن علی روز دوم محرم به کربلا رسید و روز سوم عمر بن سعد با ۴۰۰۰ نفر در کربلا اردو زد. در روز هفتم محرم آب را بر حسین بن علی و همراهانش بستند و در نهم محرم، شمر با ۴۰۰۰ نفر و نامه‌ای از طرف عبیدالله بن زیاد وارد کربلا شد، او در این نامه به عمر بن سعد دستور داده بود با حسین بن علی بجنگند و او را بکشند و اگر این‌کار از دست او برنمی‌آید، فرماندهی را به شمر واگذارد.

    روز دهم محرم سپاهیان حسین بن علی و عمر سعد در مقابل هم قرار گرفتند. به روایت ابومخنف تعداد سپاه حسین ۳۲ سواره نظام و ۴۰ پیاده[۲] و به روایت محمد باقر چهل و پنج سوار و صد نفر پیاده[۳] بود. در مقابل او سپاه عمر بن سعد با حدود ۳۰۰۰۰ نفر قرار داشت.[۴] جنگ آغاز شد و حسین و یارانش کشته شدند. پس از جان‌باختن حسین، سپاه عمر بن سعد سر ۷۰ تن از لشکریان حسین را جدا کرد (غیر از حر و علی‌اصغر) و بر بالای نیزه‌ها گذاشت.[۵]

    خیمه‌ها غارت و در نهایت آتش زده شد، ساربان شترهای کاروان حسین بن علی به‌نام بجدل بن سلیم برای بدست‌آوردن انگشتر حسین بن علی، انگشت وی را برید تا انگشتر را بدست آورد و در نهایت سپاه عمر بن سعد اجساد کشته‌شدگان کربلا را در بیابان رها کرد و این اجساد پس از سه روز توسط قوم بنی‌اسد دفن شدند.[۶]

    هر چند به لحاظ نظامی ابعاد این نبرد بزرگ نبوده‌است اما اثر اعتقادی و سیاسی بزرگی داشته‌است. از یک سو سبب تضعیف مشروعت سیاسی حکومت بنی امیه شده‌است. به طوری که پس از آن قیام‌های فراوانی با شعار خونخواهی حسین بر ضد آن حکومت رخ داد و در نهایت منجر به سقوط آن شد. از سوی دیگر نقشی چشمگیر بر هویت اجتماعی و اعتقادی شیعیان طی قرن‌های بعد تا به امروز داشته‌است.

    حسین بن علی هنگام زمام‌داری پدرش، او را در جنگ‌های جمل و صفین و نهروان همراهی کرد. سال ۵۰ هجری هنگام کشته‌شدن برادرش حسن بن علی، معاویه حدود ۱۰ سال به‌عنوان خلیفه باقی بود. بر پایه قرارداد صلح با حسن، طبق بند دوم صلح‌نامه معاویه نمی‌بایست برای خود جانشینی انتخاب کند.[۷]

    به روایت سلیم پسر قیس یک سال قبل از مرگ معاویه در حج سال ۵۹ هجری قمری حسین بنی هاشم، دویست نفر از اصحاب پیامبر و پانصد نفر از تابعان را در مِنی در خیمه خود گرد آورد. احادیث پیامبر مشتمل بر نصب علی به خلافت در غدیر خم و شأن و جایگاه اهل بیت را به یادشان آورد و آنان بر آن اقرار کردند. و نیز از معاویه و ستمش انتقاد کرد. سپس با آنان پیمان بست که این مطالب را به خاندان و قبایل خود برسانند. [۸]

    معاویه در نیمه رجب سال ۶۰ هجری قمری مرد و پسرش یزید را به جانشینی انتخاب کرد. حسین بن علی از همان آغاز بیعت وی را نپذیرفت. یزید نامه‌ای به حاکم ولید پسر عتبه حاکم مدینه نوشت و به او دستور داد که از حسین بن علی، عبدالله پسر عمر و عبدالله پسر زبیر برای یزید بیعت بگیرد و اگر حاضر به بیعت نشدند آنها را بکشد. حاکم مدینه در اجرای فرمان سستی کرد و یزید عمرو پسر سعید پسر عاص را به جایش گماشت.[۹] حسین که حاضر به بیعت با یزید نبود با خانواده خود شب بیست و هشت رجب از مدینه به مکه رفتند.

    در این هنگام مردم کوفه که از مرگ معاویه با خبر شده‌بودند نامه‌های زیادی برای حسین نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بیاید. حسین بن علی نیز مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم کوفه با مسلم بن عقیل همراه شدند. اما با ورود عبیداللّه پسر زیاد که از طرف یزید به حکومت کوفه گمارده شده‌بود و مردم کوفه را تهدید کرده‌بود، مسلم را تنها گذاشتند.[نیازمند منبع] عبیداللّه، مسلم بن عقیل را دستگیر کرد و کشت. حسین با خانواده و یاران خود به‌سمت کوفه حرکت کرد و در نزدیکی کوفه بود که خبر پیمان‌شکنی مردم کوفه و کشته‌شدن مسلم را آوردند.

    عبیداللّه که بر اوضاع کوفه مسلط شده‌بود حر پسر یزید ریاحی را برای دستگیرکردن حسین بن علی و همراهانش فرستاد و سپس عمر بن سعد را با ۳۰٬۰۰۰ نفر[نیازمند منبع] به کربلا اعزام کرد. این امر موجب شد تا شمار زیادی از افرادی که با حسین بودند او را رها کنند و تنها نزدیک‌به ۷۰ تن با او باقی بمانند. عبیداللّه به عمر بن سعد وعده داده‌بود که اگر حسین بن علی را بکشد، او را فرمانده ری خواهد کرد؛ اما پس از این ماجرا این کار را نکرد.

    تعداد سپاهیانی که ابن زیاد برای جنگ با حسین گسیل کرد در منابع مختلف گزارش شده‌است. این تعداد دست کم ۴۰۰۰ نفر و در برخی گزارش‌ها تا ۸۰۰۰۰ نفر برآورد است. اما مشهورترین تخمین حدود ۳۰۰۰۰ نفر است. طبق تحقیق سیدمجید پورطباطبایی[۱۰] ترکیب سپاه به شرح ذیل بوده‌است:

    ۱ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی عمر بن سعد

    ۲ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی شمر بن ذی الجوشن

    ۳ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حربن یزید ریاحی

    ۴ـ ۲٬۰۰۰ نفر به فرماندهی یزید بن رکاب کلبی

    ۵ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حصین بن نمیر تمیمی

    ۶ـ ۳٬۰۰۰ نفر به فرماندهی مغایر بن رهینه مازنی

    ۷ـ ۲٬۰۰۰ نفر به فرماندهی نصر بن حرشه

    ۸ـ ۳٬۰۰۰ نفر به فرماندهی کعب بن طلعه

    ۹ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی شبث بن ربعی

    ۱۰ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حجّار بن ابجر

    ۱۱ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی عمر و بن حجاج زبیدی

    ۱۲ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی یزید بن الحرث بن رویم

    ۱۳ـ ۵۰۰ تیراندازان همراه حصین

    ۱۴ـ ۵۰۰ نفر به فرماندهی عزره بن قیس

    جمع کل: ۳۱٬۰۰۰ نفر
    روز نبرد

    بنا بر نقل سید بن طاووس، در کتاب لهوف، صبح عاشورا ابتدا حسین بریر پسر خضیر از زاهدان نامدار کوفه را جهت موعظه جانب لشکر عمر سعد فرستاد، ولی آنان اعتنا نکردند. سپس خود به نزد آنان رفت تا اتمام حجت کند. او گفت مرا بین دو چیز مخیر کرده اند. یا بجنگم و یا ذلت پذیرم و با یزید بیعت کنم، ولی ذلت از ما دور است. لذا با شما می جنگم.

     

    انشا در مورد محرم ۹۵

    سپس سپاه عمر سعد جنگ را آغاز کرد. این حمله با تیراندازی عمر سعد به طرف اردوگاه حسین بن علی ‏آغاز شد. شمر هم به نیروهای خود دستور داد که حمله‌ای ‏گروهی بکنند و سپاه حسین‏ را نابود کنند. همه گردان‌های سپاه کوفه در این حمله شرکت داشتند. یاران حسین هم در مقابل این هجوم تلاش کردند که از خود دفاع کنند و نیمی از یاران‏ او (غیر از بنی هاشم) در این حمله نخست کشته شدند. شمار کشته‌شدگان این حمله را ۴۱ تن گفته‌اند. شماری از آنان (غیر از ۱۰ نفر از غلامان حسین و دودمانش و ۲ تن از غلامان علی‏)، عبارت‌اند از:

    نعیم بن عجلان، عمران بن کعب، حنظله، قاسط، کنانه، عمرو بن مشیعه، ضرغامه، عامربن مسلم، سیف بن مالک، عبدالرحمان درجی، مجمع عائذی، حباب بن حارث، عمرو جندعی، حلاس بن عمرو، سوار بن ابی عمیر، عمار بن ابی سلامه، نعمان بن عمر، زاهر بن‌عمر، جبله بن علی، مسعود بن حجاج، عبدالله بن عروه، زهیر بن سلیم، عبدالله و عبیدالله ‏پسران زید بصری.

    جنگ گروهی و تن به تن تا نماز ظهر ادامه یافت. هنگام نماز حسین به زهیر بن قین و سعید بن عبدالله حنفی دستور داد با نیمی از یاران در مقابل او صف بکشند تا بتواند به نماز بایستد. دشمن در هنگام نماز آنها را تیرباران کرد. سعید بدن خود را سپر قرار داد و به شهادت رسید.

    عمر بن سعد دستور داد تا حسین بن علی و همراهانش را محاصره کنند و آب را به روی آنان ببندند. سرانجام حسین بن علی در روز عاشورا، ۱۰ محرم سال ۶۱ در کربلا کشته شد و همهٔ خیمه‌های خانواده و یارانش رابه آتش کشیدند

    پس از کشته‌شدن یاران و خانواده حسین بن علی در واقعه کربلا، عمر بن سعد دستور داد تا سرهای آنان را ببرند. پس از آن، سرها را بین قبایل قسمت نمود[نیازمند منبع] تا آنان بدین وسیله به ابن زیاد نزدیک‌تر شوند. قبیله کنده به ریاست قیس بن اشعث کندی ۱۳ سر، قبیله هوازن به ریاست شمر بن ذی الجوشن ۱۲ سر، تمیم ۷ سر و بنی اسد ۱۶ سر بر نیزه کردند و در مجموع با ۷۱ سر بریده وارد کوفه شدند.[نیازمند منبع]

    هنگام طلوع آفتاب سرهای کشته‌شدگان و کاروان اسیران از باب الساعات وارد مسجد اموی شد. آنگاه به دستور یزید، تمامی سرها تا ۳ روز بر دروازه‌های شهر و مسجد اموی آویزان گردید. علی پسر حسین پس از چندی موافقت یزید را گرفت تا سرها را به بدن‌ها ملحق کند و سر حسین و دیگر کشته‌شدگان را به کربلا برد و به اجسادشان ملحق کرد.[نیازمند منبع]

    در عین حال چند سر را در باب الصغیر به خاک سپردند، که عبارت‌اند از:[نیازمند منبع]

    سر ابوالفضل العباس
    سر علی‌اکبر
    سر حبیب بن مظاهر

    سوگواری محرم عزاداری‌ها و یادبودهایی است که به مناسبت کشته شدن حسین بن علی و یارانش که در واقعه کربلا روی داد، انجام می‌شود. این نبرد در سال ۶۱ هجری قمری در صحرای کربلا در عراق کنونی اتفاق افتاد. سوگواری برای حسین بن علی مختص ماه محرم نمی‌شود و در دیگر روزهای سال نیز با توجه به فرهنگ و رسم هر منطقه انجام می‌شود. سوگواری برای حسین بن علی و دیگر یارانش از روز نخست محرم آغاز می‌شود و در ظهر عاشورا به اوج می‌رسد. در غروب و شامگاه عاشورا، این سوگواری تحت عنوان مراسم شام غریبان ادامه پیدا می‌کند. در روز ۱۲ محرم نیز مراسمی با نام «سوم امام حسین» انجام می‌شود. این نوع مراسم‌ها در روز ۱۶ محرم با نام «هفتم امام حسین» و ۲۰ صفر با نام «اربعین» ادامه پیدا می‌کند. مراسم سوگواری سومین امام شیعیان از دیدگاه شیعه اهمیت بسیاری دارد و انجام آن عبادت است. سوگواری محرم در جاهای مختلف به صورت‌های گوناگون انجام می‌شود. علاوه بر شیعیان، این مراسم در میان غیر‌مسلمانان در ترینیداد و توباگو، جامائیکا، هند و ارمنی‌های ایران برگزار می‌شود.[نیازمند منبع] سوگواری محرم علاوه بر ابعاد مذهبی، ابعاد سیاسی و اجتماعی نیز دارد.

    سوگواری برای کشته شدان کربلا در همان روزهای پس این واقعه انجام شد. در چهلم (اربعین) هنکامیکه اسیران از شام بسوی مدینه درحرکت بودند راه خود را به سمت کربلا تغییر داه و هنکامیکه بدان سرزمین رسیدند با جابر ابن عبدالله انصاری صحابی پیامبر و تعدادی از بنی هاشم مواجه شدند و در آنجا به سوگواری و نوحه سرایی پرداختند.

    سوگواری در مدینه اولین بار به پیشگامی ام سلمه همسر پیامبر اسلام انجام شد.

    در دوران امام پنجم شیعیان (که خود در کربلا حضور داشت) و امام ششم شیعیان که مصادف را دوران ضعف بنی امیه بود عزاداری بصورت مراسم سالانه رواج یافت.

    سایر امامان شیعه نیز در برگزاری مراسم سالانه برای کشتگان کربلا اهتمام داشتند. دراین دوران تعداد زیادی از شاعران شیعه نیز اشعاری در مراثی حسین سرودند.
    آل بویه [ویرایش]

    یکی ازمهمترین دوران عزاداری برای کشتگان کربلا در قرن چهارم و مقارن با حکومت آل بویه‌است. در این دوران حکومت‌های شیعی همچون علویان طبرستان، زیدیان یمن، حمدانیان در شمال عراق، فاطمیان در مصر و آل بویه در عراق و ایران به قدرت رسیدند. عموم مورخان به برگزاری عزاداری بصورت عمومی در کوچه خیابان در این دوران اشاره کرده‌اند.

    در این باره ابن جوزی می‌نویسد: «در سال ۳۵۲ (قمری) معزالدوله دیلمی دستور داد، مردم در روز عاشورا جمع شوند و اظهار حزن کنند; در این روز بازارها بسته شد و خرید و فروش موقوف گردید; قصابان گوسفند ذبح نکردند، هریسه پزها هریسه (حلیم) نپختند، مردم آب ننوشیدند; در بازارها خیمه برپا کردند و به رسم عزاداری کرباس آویختند; زنان به سرو روی خود می‌زدند و بر حسین ندبه می‌کردند.»

    حاکمان فاطمی مصر نیز با آنکه با ال بویه رقیب بودند از روش آنان در عزاداری پیروی کردند.تقی الدین مقریزی در این باره می‌نویسد که:
    «

    در زمان المعزلدین الله به سال ۳۶۳ (قمری) در کشور مصر تمام فاطمیین و شیعه در روز عاشورا در کنار مقبره ام کلثوم و سیده نفیسه اجتماع نموده و به عزاداری پرداختند و مبلغ بی حساب برای اطعام و عزاداری و شربت مخارج نمودند و به سال ۳۹۶ (قمری) در مصر کلیه بازارها را تعطیل عمومی کردند و ابن مأمون در سال ۵۱۵ (قمری) از موقوفات و صدقات کشور مصر روز عاشورا را تعطیل و روز توزیع صدقات قرار داد. و در عهد صدارت افضل بن بدرالدین در مسجد حسینی قاهره بوریاها فرش شد و افضل بدین سان در قلب مردم را یافت.

     


    انشا ۱۳۹۵ محرم

    واقعه کربلا اگرچه از لحاظ زمانی کوتاه و تنها یک روز ( عاشورا )از صبح تا عصر طول کشید اما لحظه لحظه آن درس شهامت ، ایثار و فداکارى ، ایمان و اعتقاد و اخلاص بود. واقعه کربلا دانشگاهى است که از طفل شیرخوار تا پیرمرد محاسن سفیدش به بشریت درس آزادگى مى آموزد. خون هاى مطهر امام حسین (ع ) و یاران با وفایش به اسلام حیات تازه بخشید و زمینه سرنگون شدن دودمان فاسد اموى را فراهم کرد و یاد آن تا ابد و برای همیشه زنده خواهد ماند چرا که زنده نگه داشتن محرم زنده نگه داشتن اسلام است.

    انشاء در مورد ماه محرم

    پس از شهادت امام حسن (ع ) (۵۰ هجرى) امام حسین (ع ) عهده دار امر امامت شد. معاویه پس از بیست سال حکومت ظالمانه  ، در سال ۶۰ هجرى مرد و بر خلاف قرارداد صلح با امام حسن مجتبی (ع)، یزید را که فردى فاسد و شرابخوار و مخالف با اسلام بود به جاى خود قرار داد. او علناً مقدسات اسلامى را  زیر پا مى گذاشت.اینجا بود که  امام حسین علیه السلام از همان آغاز کار با او به مخالفت برخاست .
    یزید نامه اى به حاکم وقت مدینه نوشت و به او دستور داد که از امام حسین (ع ) براى یزید بیعت بگیرد و اگر امام  حاضر نشد او را به قتل برساند. امام (ع ) که حاضر به بیعت کردن با یزید نبود با خانواده خود از مدینه به مکه رفتند. در این هنگام مردم کوفه که از مرگ معاویه با خبر شده بودند نامه هاى زیادى براى امام حسین (ع ) نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بیاید. امام حسین (ع ) نیز مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم کوفه با مسلم بن عقیل همراه شدند. اما با ورود عبیداللّه بن زیاد که از طرف یزید به حکومت کوفه گمارده شده بود و بسیار حیله گر و بى رحم بود، مردم کوفه فریب اقدامات او را خورده و پیمان شکنى کردند و مسلم را تنها گذاشتند.
    در نتیجه عبیداللّه ، مسلم بن عقیل را دستگیر کرده و به شهادت رساند. هنگامى که در ابتدا مردم کوفه با مسلم بیعت کردند، مسلم نامه اى به امام حسین (ع ) نوشت و به ایشان اطلاع داد که به کوفه بیاید. امام حسین (ع ) با خانواده و یاران خود به طرف کوفه حرکت کرد و در نزدیکى کوفه بود که خبر پیمان شکنى مردم کوفه و شهادت مسلم را آوردند. عبیداللّه بن زیاد که با شهادت مسلم بر اوضاع کوفه تسلط پیدا کرده بود حر بن یزید ریاحى را براى زیر نظر گرفتن امام حسین (ع ) و همراهانش فرستاد و سپس عمر بن سعد را با سى هزار نفر به کربلا اعزام کرد. او به عمر بن سعد وعده داده بود که اگر امام حسین (ع ) را به شهادت برساند او را حاکم رى خواهد کرد.
    عمر بن سعد که به طمع حکومت رى به کربلا آمده بود از هیچ ستمى فروگذار نکرد. دستور داد امام حسین (ع ) و یارانش را محاصره کنند و آب را بر روى آنان ببندند. یاران امام حسین (ع ) که از شجاع ترین افراد بودند روز دهم محرم (عاشورا) در حالى که بیش از ۷۲ تن نبودند یکى پس از دیگرى در دفاع از امام حسین (ع ) با عزت و آزادگى به شهادت رسیدند. حر بن یزید ریاحى نیز که ستمگرى سپاه عمر سعد و حقانیت امام حسین (ع ) را مشاهده کرد به سپاه امام پیوست و به شهادت رسید.

    امام حسین علیه السلام روز دهم محرم سال ۶۱ هجرى ، در سن ۵۷ سالگى در کربلا به شهادت رسید. مرقد ایشان و برادر فداکارش ابالفضل و فرزندان و یارانش در شهر کربلا در عراق قرار دارد.تداوم حیات اسلام مرهون شهادت او است ـ اگر به تاریخ مراجعه شود، فهمیده می شود اگر قیام حسین و اسارت اهل بیت آن بزرگوار نبود، نامی از اسلام نمانده بود.
    حسین (ع) عشق و فداکاری و گذشت در راه خدا را عملاً معنی کرد و باید گفت اگر کار امام حسین در روز عاشورا نبود، بسیاری از مفاهیم و لغات را نمی شد معنی کرد. حسین در روز عاشورا می گوید:
    اللهم انت ثقتی فی کل کرب وانت رجائی فی کل شر وانت فی کل امر نزل بی ثقه وعده، کم من هم یضعف فیه الفؤاد وتقل فیه الحیله ویخذل فیه الصدیق ویشمت فیه العدو انزلته بک وشکوته الیکرغبه منی الیک عمن سواک ففر جته وکشفته فانت ولی کل نعمه وصاحب کل حسن ومنتهی کل رغبه.
    ای خدا پناه من در هر غمی تو هستی و امید من در هر سختی تو هستی. در هرچه بر من روی آورد تو پناه و یاری کننده من هستی. چه بسیار از غمهایی که دل را به تپش درمی آورد و چاره را کم می کند و رفیق را درمانده و دشمن را خوشنود می کند به تو واگذار کردم و شکایت آن را به تو کردم برای رغبتی که فقط به تو داشتم نه به غیر تو، و تو آن غم را دفع کردی. پس تو صاحب هر نعمت و هر خوبی هستی و منتهای هر آرزو تویی.»
    او هرچه دارد در راه حق فدا می کند، جان، مال، عیال، اصحاب، اولاد و حتی طفل شیر خوار را، و در گودال قتلگاه چنین می گوید:
    ترکت الخلق طرا فی هواکا              وایتمت العیال لکی اراکا
    ولو قطعتنی فی الحب اربا                  لماحن الفؤاد الی سواکا
    ای خدا از همه کس، از همه چیز در راه تو گذشتم و برای ملاقات تو از همه وابستگان چشم پوشیدم. ای خدا اگر در راه محبت تو پاره پاره شوم دل من به سوی غیر تو تمایل نخواهد کرد.
    در خطبه حسین (ع) شب ترویه، که صبح آن شب به کربلا حرکت نمود آمده است:
    من کان باذلا مهجته فینا فلیرحل معنا غدا فانا راحلون غدا انشاء الله.
    هر که می خواهد خونش را در راه ما دهد، فردا با ما حرکت کند. ما به یاری خدا فردا حرکت خواهیم کرد و نظیر این جمله در کلمات امام حسین علیه السلام زیاد دیده می شود.
    باید گفت اگر اسلام در مخاطره باشد و زمینه برای قیام مفید باشد، قیام با علم به شهادت، یک وظیفه دینی برای همه است و قیام حسین علیه السلام چنین بود. از خطبه های امام حسین (ع) روشن می شود که دین اسلام در مخاطره شدید قرار داشته است. امام همان روزی که از مدینه حرکت می کند چنین می فرماید:
    انّی لم اخرج بطراً وا مفسداً ولا ظالماً وانما خرجت ان آمر بالمعروف وانهی عن المنکر واسیر بسیره جدّی وابی واطلب الصلاح فی امه جدی.
    «من قیام نکرده ام برای اخلال و افساد و ظلم، بلکه قیام من به خاطر امر به معروف و نهی از منکر و نشان دادن راه رسول اکرم و پدرم امیرالمؤمنین و اصلاح مفاسد در امت جدم می باشد.»
    و در کربلا ـ وقتی که همه مهیای شهادت بودند ـ خطبه می خواند و در آن خطبه می فرماید:
    الا ترون ان الحق لایعمل به والباطل لایتناهی عنه لیرغب المومن فی لقاء الله وانی لا اری الموت الا سعاده والحیاه مع الظّالمین الاّ برماً.
    «آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی شود؟ باید مؤمن از این پیشامد بمیرد و همانا من، مرگ را با این پیشامد سعادت می دانم و زندگی با ظلم جز بدبختی چیز دیگری نیست.»
    قیام ابی عبدالله علیه السلام، قیام نظامی نبود بلکه قیام عاطفی و تبلیغی بود. حسین علیه السلام نمی خواست شخص یزید و یزیدها را بردارد، بلکه می خواست شخصیت یزید و بنی امیه و بنی مروان را نابود کند؛ مردم را بیدار کند، مردم را به حکومت بشوراند، مردم را از حکومت متنفر کند. از این جهت بطور مخفی از مدینه بیرون رفت و وقتی مردم فوج فوج به مکه می آمدند، او از مکه حرکت کرد و روز عاشورا علاوه بر اینکه گاهی بدون اسلحه به میدان می رفت و سخنرانی عاطفی و تبلیغی می نمود و علاوه بر اینکه گاهی قرآن را به میدان می برد و آنان را به قرآن قسم می داد که بیدار شوند، کودک شیر خوارش را نیز به میدان برد که او را روی دستانش شهید کردند و سرانجام موجی در کربلا ایجاد کرد که عصر عاشورا تأثیر نهاد و اختلافی در میان لشکر یزید پدید آمد.
    این موج را باید موج دیگری پیروی کند و آن موج دیگر، اسارت خاندان حضرت حسین (ع) بود. خاندان ابی عبدالله الحسین به واسطه اسارتشان، به واسطه تبلیغاتی که داشتند، موج عظیمی در کوفه و شام بلکه همه ممالک اسلامی ایجاد کرد. حتی گفته شده که در مدت بیست سال قبل از قیام حسین (ع) یک انقلاب هم واقع نشد، ولی در مدت بیست سال بعد از قیام حسین، بیشتر از بیست انقلاب رخ دادکه طی آن در سال دوم، دولت بنی امیّه و در سال بیستم، دولت بنی مروان به دست عباسیان برچیده شد.
    این موج دوم را موج دائمی دیگری باید مدد کند تا آن موج زنده بماند و آن موج سوّم، موج عزا، نوحه سرایی، گریه، سینه زنی، و زیارت حسین است. عزاداری علاوه بر آنکه روش شهادت و فداکاری و ایثار و شهادت پروری را به انسان می آموزد و رهبر با کفایت می تواند به واسطه آن مجالس و آن دسته از احساسات مردم بهره گیرد، اضافه بر آن تعلیم و تعلم عمومی نیز مرهون این مجالس است. تهذیب نفس خصوصاً صبر، استقامت، شجاعت و زیر بار ظلم نرفتن از اثرات مستقیم آن است. نقش دیگر این گونه مجالس، زنده نمودن دو قانون است از قوانین بزرگ اسلام که امر به معروف و نهی از منکر باشد.

    انشاء در مورد ماه محرم
    گریه برای حسین، تشکیل مجالس عزا، دسته های عزا، زیارت از دور و نزدیک، ایجاد بناهایی مثل حسینیه و سقاخانه، زنده نگاه داشتن ولایت است، زنده نگاه داشتن خون حسین است، شرکت در موج اول است، زنده نگاه داشتن روح انقلاب است تا بالاخره به دست راهبرش حضرت بقیه الله عجل الله تعالی فرجه الشریف تسلّط بر جهان حاصل شود. اگر همه ثواب بر عزاداری، بر زیارت، بر تشکیل مجالس مترتب شده است، اصل زیارت، اصل تشکیل مجالس، برای این است که این گونه مجالس، رمز پیروزی، رمز بقای شیعه، رمز زنده کردن ولایت و بالاخره مردم را از زیر پرچم حسین آوردن و همه را با حسین و هدفش هماهنگ کردن است.


    انشا درباره محرم

    ناگهان طوفانی از خون شد،ناگهان علم دگرگون شد                   

    اززمین تا آسمان ناگاه ،غرق دردریایی از خون شد

    محرم ماه حماسه وخون می آید

    سلامی می کنم به محرم وخون هایی که برروی سنگ های داغ کربلا نقش بسته است .

    سلام بر حسین(ع) پسر زهرا(س) که دریک سوی میدان با قامتی استوار ایستاده بود و درآن سو لشکری بزرگ وانبوه در برابرش صف کشیده بودند، او که به جز آتش وتشنگی دستی به یاریش نیامد تا زمین از خون او و یارانش رنگین شد ؛در روز بزرگ عاشورا؛ روزی سراسرغم و اندوه و ناله،گویی آن روزخورشید،نور خود را از دست داده بود مصیبتی بس طاقت فرسا بود ،سلام بر حسینی که مانند کوه درتیرباران دشمن ایستادگی کرد وگل ها ی باغ هستی اش دراین راه پرپر شدند.

    وقتی زینب(س)شمشیرهای فتنه را می بیند که در آسمان می رقصند و بر جان کسی ضربه می زنند که خداوند از همه بیشتر عاشقش بود ،وقتی شش ماهه حسین(ع)در برابر دیدگانش پرپر می شود وقتی جوانی قاسم و نوجوانی علی اکبر را ازدست رفته می بیند چگونه باید صبر کند و این همه مصیبت را به دوش بکشد …آسمان که هیچ حتی رودها هم از دلتنگی اش مرثیه می خواندند و عزادار او بودند..

     کاش ما قدر این خون هارا بدانیم وبه یاد داشته باشیم که چرا امام حسین(ع) این رنج هاراتحمل کرده است،چرا زینب الگوی مقاومت و ایثار و جانفشانی است…کاش درس های محرم و عاشورا را از یاد نبریم که محرم زنده است تا تاریخ زنده است.

    ———–

    انشا دوم

    ———–

    آن حسینی که شرف یافته از دین شرفش    سر و جان  داد زکف تا نرود دین ز کفش

    نامش حسین بود و در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه چشم به جهان گشود اما در روز دهم محرم سال شصت و یک هجری در صحرای سوزان کربلا شهد شهادت را نوشید.

    باز هم باران بر گونه های خیس رهگذران می بارد  و حس و حالی دیگر به آنان می بخشد ،دوباره ابر شروع به گریستن می کند و چند روزی مهمان کوچه های تاریک ماست.

    می خواهم من هم زیر بارش اشک آسمان قدم بزنم و دوباره آن روزها را بیاد آورم روزهایی که در تاریخ ماندگار است،روزهایی که در صحرای دل زینب چه نواها آفرید و تا جان داشت در غمش اشک ریخت،بر غم برادرش در صحرایی که تنها و غریب ماند؛همان برادری که شب را محرم دردهایش می دانست و روز را آغاز پیروزی و سربلندی…

    آن نوا ،نوایی است از سوی خیمه ها،نوایی از داغ دل زینب،نوایی از مشک هایی که با نیزه پاره شد مشک هایی که با لبهای خشکیده تماشاگر دردناک ترین صحنه های عطش بودند و خیمه هایی که در آتش حسرت سوختند و بی خانمانی اهل بیت را فریاد زدند.

    کاش  بیاد داشته باشیم برای شهادت حسین آتش و گرمایی در دل شیعیان است که هرگز سرد و خاموش نخواهد شد  و این عاشورا درس بزرگی از ایثار و فداکاری بود درس محبت و عشق و ایمان،پس ما بکوشیم تا این درس ها را بیاموزیم و ستون محکم دینی که با مجاهدت و شهادت بهترین اهل بیت رسول(ص)به دست ما رسیده را استوارتر و محکم تر سازیم.


    انشای زیبا کلاس چهارم درباره ماه محرم

    محرم می آید و قصه ی اندوه آلاله ها  را در گوش جان ها زمزمه می کند

    دوباره شهر بوی غمی آسمانی  می گیرد.خیابان ها سیاه پوش زخم بزرگ تاریخ می شوند ،محرم می رسد با یک دنیا اشک و غم ،محرمی که یاد آور کربلاست،همان سرزمینی که تمام هستی به گِردش طواف می کندمحرم می آید،روزهای گریه بر عزیز زهرا؛روزهای عطش و تشنگی ،ایثار و شهادت…

    گاه می اندیشم  به بیابان های عطش،به بوته های سوخته ،به قلب های کوچک اما به وسعت تاریخ،به کودکان بینوا و یتیمان کربلا آنها که یادآوری دردشان،تمام وجودم را می سوزاند.

    گاه کربلا را به خاطر می آورم دشت نینوا را …

    کربلا با حسین(ع)معنا می یابد او که عطر حضورش را از خیمه هایی که آکنده  از نگاه سکینه بود حس می کنم و فریادش را  که در بلندای آسمان به گوش می رسد،هنوز نوای کربلایی اش همه جا شنیده می شود«اگر دین ندارید لااقل آزادمرد باشید…»

     کربلا یعنی  جلوه ی حضور  ابوالفضل العباس(ع) ،سقای تشنه لب،ماه بنی هاشم،یعنی داغ زاده ی ام البنین که کمر مولا را شکست ؛او که بر قله افتخار ایستاد و دستان بریده اش بلندترین قصیده ی ایثار و مردانگی بود ،اوکه کودکان را هم شرمنده ی دستانش کرد،کاش نمی دیدند چگونه با دستان بریده آب آورد و به خیمه نرسید …

    کربلا یعنی رشادت علی اکبر؛ شبیه ترین بنی هاشم به رسول خدا (ص)که شهادتش قلب سیدالشهدا را به درد آورد . 

    کربلا یعنی دلاورمردی قاسم که امانت برادر بود و شهادت را «احلی من العسل» می دانست ،یعنی ناله ی علی اصغر شش ماهه ای که با قندانه خونین در یاری پدر غریبش شهید شد.

    کربلا یعنی  بی طاقتی رقیه،او که بعد از عاشورا پدر را از عمه سراغ می گیرد و بی قرار پدر می شود:عمه بابایم کجاست؟هنوز باور ندارد که بابای غریبش سر بر بدن ندارد، آنقدر می گرید که سر را می آورند و لحظاتی بعد در کنار سر بی تن و تازیانه خورده ی پدر آرام می گیرد آرامشی ابدی…

    و کربلا یعنی صبر و ایستادگی زینب…امان از دل زینب …امان از دل پردرد زینب …امان از صبر زینب…کدام مصیبت را باور کند و برکدام عزیزش بگرید و ناله سردهد …

    کربلا یعنی درد یعنی بلا و مصیبت یعنی تشنگی و عطش…

    اما….تو ای سرزمین رنج دیده …ای کربلا!… درد کشیدی اما درمانش نکردی؛غم دیدی اما نسوختی،تازیانه های دشمن را دیدی و تاب آوردی ،کاروان یتیمان را دیدی و دم نزدی…کربلا از تو شکایتها دارم کاش تو تنهایش نمی گذاشتی…

    کربلا تنها تو اینک در گذر زمان مانده ای همچنان استوار،تو قبله ای هستی که همه روزه عاشقان حسین را می بینی،بمان همچنان استوار بمان و عشق عاشقان حسین را بعد از قرن ها نظاره کن …


     

     

    نظرات کاربران
    *

    ایمیل شما برای همه نمایش داده نخواهد شد.

    *

    از نوشتن نظرات با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید.

    *

    از ارسال نظرات غیر مرتبط با متن خبر , تکرار نظرات دیگران , توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمائید.

    *

    نظراتی که حاوی تهمت و بی احترامی به مقدسات مذهبی , ادیان الهی , مسئولان کشوری , اقلیت های قومی و مذهبی و مغایر با عرف و قوانین جاری کشوری باشد منتشر نخواهد شد.


    ارسال دیدگاه

    *

    *

    *

    تصویر دیدنی امروز
    • پربازدیدترین
    • جدیدترین مطالب
    تبلیغات
    ایمیل خود را بدون www در کادر رو به رو وارد نمایید