مجله اینترنتی گنجیت
امروز : سه شنبه ۲۵ - ۰۷ - ۱۳۹۶ می باشد

حلوای مسقطی بحرینی+عکس

حلوای مسقطی بحرینی+عکس

حلوای مسقطی بحرینی+عکس
حلوای مسقطی بحرینی+عکس

فرار از یکنواختی زندگی با این راه ها+عکس

فرار از یکنواختی زندگی با این راه ها+عکس

فرار از یکنواختی زندگی با این راه ها+عکس
فرار از یکنواختی زندگی با این راه ها+عکس

بلایی که استفاده از گن‌های لاغری بر سر شما می‌آورد+عکس

بلایی که استفاده از گن‌های لاغری بر سر شما می‌آورد+عکس

بلایی که استفاده از گن‌های لاغری بر سر شما می‌آورد+عکس
بلایی که استفاده از گن‌های لاغری بر سر شما می‌آورد+عکس

اطفال و غذاخوردن آنان در سفر+عکس

اطفال و غذاخوردن آنان در سفر+عکس

اطفال و غذاخوردن آنان در سفر+عکس
اطفال و غذاخوردن آنان در سفر+عکس

رابطه جنسی برای این افراد ممنوع است!+عکس

رابطه جنسی برای این افراد ممنوع است!+عکس

رابطه جنسی برای این افراد ممنوع است!+عکس
رابطه جنسی برای این افراد ممنوع است!+عکس

علائم بیماری سرطان پروستات چیست؟+عکس

علائم بیماری سرطان پروستات چیست؟+عکس

علائم بیماری سرطان پروستات چیست؟+عکس
علائم بیماری سرطان پروستات چیست؟+عکس

استاتوس های طنز و خنده دار فیسبوک (9)+عکس

استاتوس های طنز و خنده دار فیسبوک (9)+عکس

استاتوس های طنز و خنده دار فیسبوک (9)+عکس
استاتوس های طنز و خنده دار فیسبوک (9)+عکس

کدام رازهایمان را به همسرمان نگوییم؟+عکس

کدام رازهایمان را به همسرمان نگوییم؟+عکس

کدام رازهایمان را به همسرمان نگوییم؟+عکس
کدام رازهایمان را به همسرمان نگوییم؟+عکس

سریال راه رفتن مردگان

سریال راه رفتن مردگان

سریال راه رفتن مردگان
سریال راه رفتن مردگان

استخدام جدید آموزش و پرورش 95 + زمان آزمون

استخدام جدید آموزش و پرورش 95 + زمان آزمون

استخدام جدید آموزش و پرورش 95 + زمان آزمون
استخدام جدید آموزش و پرورش 95 + زمان آزمون

دانلود بازی زامبی و گیاهان 2 برای کامپیوتر+عکس

دانلود بازی زامبی و گیاهان 2 برای کامپیوتر+عکس

دانلود بازی زامبی و گیاهان 2 برای کامپیوتر+عکس
دانلود بازی زامبی و گیاهان 2 برای کامپیوتر+عکس

بزرگ شدن کودکان در ازدواج‌های بی‌عشق+عکس

بزرگ شدن کودکان در ازدواج‌های بی‌عشق+عکس

بزرگ شدن کودکان در ازدواج‌های بی‌عشق+عکس
بزرگ شدن کودکان در ازدواج‌های بی‌عشق+عکس

مدل شینیون باز موی فر

مدل شینیون باز موی فر

مدل شینیون باز موی فر
مدل شینیون باز موی فر

گوشى نوكياc3+عکس

گوشى نوكياc3+عکس

گوشى نوكياc3+عکس
گوشى نوكياc3+عکس

چگونه يك نامه انتصاب بنويسيم+عکس

چگونه يك نامه انتصاب بنويسيم+عکس

چگونه يك نامه انتصاب بنويسيم+عکس
چگونه يك نامه انتصاب بنويسيم+عکس

یک رمان کاملا عاشقانه+عکس

یک رمان کاملا عاشقانه+عکس

یک رمان کاملا عاشقانه+عکس
یک رمان کاملا عاشقانه+عکس

عکس کودکی سیامک انصاری + بچگی سیامک انصاری بازیگر

عکس کودکی سیامک انصاری + بچگی سیامک انصاری بازیگر

عکس کودکی سیامک انصاری + بچگی سیامک انصاری بازیگر
عکس کودکی سیامک انصاری + بچگی سیامک انصاری بازیگر

نقش تنفس صحیح در بهبود فعالیت ورزشی+عکس

نقش تنفس صحیح در بهبود فعالیت ورزشی+عکس

نقش تنفس صحیح در بهبود فعالیت ورزشی+عکس
نقش تنفس صحیح در بهبود فعالیت ورزشی+عکس

اشعار خدمت+عکس

اشعار خدمت+عکس

اشعار خدمت+عکس
اشعار خدمت+عکس

خوشمزه‌ترین شیرینی با کدوحلوایی+عکس

خوشمزه‌ترین شیرینی با کدوحلوایی+عکس

خوشمزه‌ترین شیرینی با کدوحلوایی+عکس
خوشمزه‌ترین شیرینی با کدوحلوایی+عکس

استفاده از وایرلسadsl لپ تاپ+عکس

استفاده از وایرلسadsl لپ تاپ+عکس

استفاده از وایرلسadsl لپ تاپ+عکس
استفاده از وایرلسadsl لپ تاپ+عکس

پرورش كبوتر گوشتي انگليس+عکس

پرورش كبوتر گوشتي انگليس+عکس

پرورش كبوتر گوشتي انگليس+عکس
پرورش كبوتر گوشتي انگليس+عکس
تبلیغات
خرید رپورتاژ
رایتک

  • کد مطلب : 62432
  • تاریخ انتشار : ۱۶ - ۱۰ - ۱۳۹۵
  • دیدگاه : 0
  • سریال خاطرات خون آشام

    سریال خاطرات خون آشام

    سریال خاطرات خون آشام

    سریال خاطرات خون آشام

    سریال خاطرات خون آشام
    سریال خاطرات خون آشام

    خاطرات خون‌آشام (به انگلیسی: The Vampire Diaries) یک مجموعه تلویزیونی فراطبیعی درام است که توسط کوین ویلیامسون و جولی پلک بر اساس مجموعه کتاب‌هایی با همین نام، به نوشتهٔ ال جی اسمیت ساخته شده است. این مجموعه از شبکه سی‌دابلیو پخش می‌شود.

    Image result for ‫سریال خاطرات خون آشام‬‎

    در قسمت اول این سریال استفن سالواتوره که یک خون‌آشام است به شهر جدیدی می‌آید و با دختری به نام الینا برخورد می‌کند و عاشقش می‌شود و به همین جهت جهت نزدیکی به او به دبیرستان الینا می‌رود و کم کم رابطه بین او و الینا شکل می‌گیرد اما پس از مدتی برادر استفن، دیمن پیدا می‌شود و مشکلاتی را به وجود می‌آورد که حتی منجر به این می‌شود که الینا از این راز با خبر شود ولی او با توجه به رفتارهای خوبی که از قبل از استفن دیده‌است منطقی برخورد می‌کند و سعی می‌کند با این قضیه کنار بیاید، استفن جریان تبدیل شدنش به خون‌آشام را در سال ۱۸۶۴ را شرح می‌دهد که دختر خون‌آشامی به نام کاترین مسبب این جریان بوده‌است، همچنین دیمن تلاش‌هایی برای بازگردانی کاترین (که ظاهرا او نیز عاشقش بوده‌است) می‌کند که در طی اشتباهی تعداد زیادی خون‌آشام آزاد می‌شوند و مشکلاتی به وجود می‌آیند، در قسمت‌های میانی علت شباهت زیاد الینا به کاترین مشخص می‌شود و آن این بوده که ظاهراً الینا نوهٔ کاترین بوده و او فرزند ناتنی خانوادهٔ گیلبرت بوده‌است، در پایان این فصل کاترین به شهر سابقش بازمی‌گردد.

     Image result for ‫سریال خاطرات خون آشام‬‎

    پس از بازگشت کاترین او درصدد انتقام و اذیت و آزار برادران سالواتوره می‌آید و در همین راستا اتفاقاتی می‌افتد. مشخص می‌شود که کاترین از ابتدا فقط استفن سالواتوره را دوست داشته و علاقه‌ای به دیمن ندارد و از طرفی قرن‌ها پیش از سالواتره ها با برادرانی به نام‌های کلاوس و الایژا بوده‌است که این دو برادر نخستین خون‌آشام‌های تاریخ هستند. دیمن پس از فهمیدن این موضوع که بیهوده ۱۵۰ سال در پی یافتن کاترین بوده‌است او را فراموش می‌کند و عاشق الینا می‌شود.

    کلاوس در صدد شکستن طلسمی بر می آید که مدت‌ها ذهن او را به خود مشغول کرده‌است. او برای این کار به یک همزاد که خون انسان داشته باشد و یک خون‌آشام نیاز دارد و باید مراسم قربانی کردن را انجام دهد.اما دیمن به اجبار از خون خود به الینا می‌دهد تا خون او ناخالص شود. الینا از دست دیمن ناراحت و عصبانی می‌شود.در هر حال الینا تا پیش از مرگ انسان می‌ماند پس کلاوس او و جنا(که توسط کلاوس تبدیل به یک خون آشام شده)ویک گرگینه را برای مراسم قربانی کردن انتخاب می‌کند.دیمن در نجات جان مت و کارولاین توسظ تایلر لاک وود گرگینه گاز گرفته می‌شود.جنا در مراسم قربانی کردن می‌میرد اما جان (پدر واقعی الینا) با فدا کردن خود الینا را نجات می‌دهد.دیمن که گرگینه او را گاز گرفته‌است به زودی می‌میرد.پس پیش الینا می‌رود تا از او طلب بخشش کند اما الینا به او می‌گوید که شاید به زمان زیادی نیاز داشته باشد.دیمن به خانه می‌رود و با دراوردن حلقه اش به مقابل افتاب می‌رود تا خودکشی کند.استفن به موقع سر می‌رسد و مانع او می‌شود و با زندانی کردن دیمن در پی پیدا کردن راه درمان می‌گردد.جرمی گیلبرت که مدتی پیش مرده بود هم توسط بانی (دوست دختر جدیدش)که جادوگر است به دنیا باز می‌گردد.الینا متوجه زخمی شدن دیمن می‌شود و پشیمان و ناراحت از دیمن در حال مرگ مراقبت می‌کند.استفن هم با کلاوس معامله می‌کند که در صورت دادن پادزهر به دیمن هرکاری او بخواهد انجام می‌دهد.کلاوس او را وادار به خوردن مقدار زیادی خون می‌کند و از او می‌خواهد که به دنبال او شهر را ترک کند.کاترین پادزهر را برای دیمن می‌برد و جان او را نجات می‌دهد.جرمی هم با روح دو دوست دختر قبلی خود یعنی آنابل و ویکی روبرو می‌شود.

    کلاوس در تلاش برای ساختن ارتشی از دورگه‌های خود (خون‌آشام و گرگینه) است. اما هربار که یک دورگه می‌سازد کمی بعد او می‌میرد. استفن که تبدیل به یک خون‌آشام وحشی شده‌است در کمک به او دریغ نمی‌کند. الینا سعی می‌کند همراه دیمن و آلاریک با نقشه‌ای استفن را نجات دهد. اما استفن به آن‌ها می‌گوید که نمی‌خواهد نجات پیدا کند و برگردد و اثباتش کشتن دوست دیمن اندی است. کلاوس خواهرش ربکا را که مثل او یک خون‌آشام اصیل است زنده می‌کند و آن‌گاه به ذهن استفن نفوذ کرده و از او می‌خواهد که به یاد آورد. استفن به یاد میاورد که در سال‌ها پیش کلاوس و خواهرش را دیده و ربکا عاشق او شده‌است. سپس کلاوس و ربکا که در حال فرار از دست فردی بودند مجبور به جابه جایی می‌شوند و کلاوس به ذهن استفن نفوذ کرده و از او می‌خواهد که او و ربکا را فراموش کند. ربکا که دوست دارد با استفن بماند در برابر فرار با کلاوس مقاومت می‌کند و آن وقت کلاوس او را می‌کشد. کلاوس متوجهٔ رفتار عجیب استفن می‌شود و همراه با ربکا او را به‌زور به میستیک فالز برمی‌گرداند. در آنجا کلاوس می‌فهمد که الینا زنده‌است. وی بار دیگر به ذهن استفن نفوذ می‌کند و از او می‌خواهد که انسانیتش را خاموش کند. از اینجا به بعد استفن دیگر به چیزی اهمیت نمی‌دهد و فقط به هر چه کلاوس بگوید گوش می‌کند. کلاوس تایلر را دورگه می‌سازد و راه درست کردن دورگه‌هایش را یاد می‌گیرد.

    کلاوس می‌فهمد که خون الینا تنها راه زنده ماندن دورگه‌هایش است، بنابراین نمی‌خواهد که الینا بمیرد. کاترین و جرمی، مایکل(پدر کلاوس)را پیدا می‌کنند و مایکل قصد کشتن کلاوس را دارد. الینا هم سال جدید تحصیلی را در حالی آغاز می‌کند که استفن دوباره شروع به خوردن خون انسان کرده و تایلر هم یک جوراحساس نوکری نسبت به کلاوس پیدا کرده‌است. الینا و آلاریک در جشن آغاز سال، سعی می‌کننداستفن را با گل شاه پسند بیهوش کنند تا بتوانند استفن را در سلول قدیمی فوربس زندانی کنند تا مایکل، کلاوس را بکشد و این اجبار ذهنی کلاوس از استیفن آزاد شود. اما موفق نمی‌شوند چون ویکی (خواهر مت) که الآن یک روح است، به دلایلی سد راه آنها می‌شود(قبلا بانی برای نجات جان جرمی، طلسمی را شکست که دروازه بین این دنیاو دنیای ارواح باز شد و ارواح می‌توانستند در این دنیا حضور یابند و ویکی برای اینکه بتواند برای همیشه در این دنیا بماند، باید الینا را بکشد. اما بانی موفق می‌شود برای همیشه دروازه را ببندد).

    دیمن، آلاریک و الینا محل زندگی(یک غار قدیمی) مایکل و خانواده اش را پیدا می‌کنند که داستان زندگی و چگونه تبدیل شدن مایکل و خانواده اش در آنجا نقاشی شده. آلاریک، دیمن و الینا پس از جست وجوی فراوان، داستان زندگی آنها را می‌فهمند. مایکل فرزندان خود را به خون آشام تبدیل کرد تا دیگر آسیب پذیر نباشند، اما کلاوس با کشتن مادرشان، باعث می‌شود که خانواده از هم فرو بپاشد. کشتن مادرشان را به گردن مایکل می‌اندازد و با این کار ربکا(خواهرش) و الایژا(بزرگترین برادرش) را با خود متحد می‌کند.(بعدها به دلایلی الایژا از کلاوس جدا می‌شود)

    حال که الینا تقریبا همه چیز را میداند، به پیش ربکا می‌رود و داستان را از زبان او می‌شنود. اما کلاوس به ربکا در مورد کشتن مادرشان دروغ گفته بود و ربکا با شنیدن اینکه کلاوس، مادرشان را کشته خشمگین می‌شود. از طرفی مایکل(که توسط کاترین زنده شده) با استفن و دیمن آشنا می‌شود و درصدد کشتن کلاوس هستند و ربکا هم با آنها متحد می‌شود و با نقشه‌ای زیرکانه کلاوس را به شهر میستیک فالز برمیگردانند… . سلاحی که با آن می‌توان کلاوس را کشت، مایکل به دیمن داده بود تا دیمن او را بکشد، اما کاترین یک چیز خیلی خیلی مهم را(که مایکل به دیمن نگفته بود) می‌فهمد و آن را به استفن می‌گوید. اگر یک خون آشام با آن سلاح یک خون آشام اصیل را بکشد، خود آن خون آشام هم کشته می‌شود… استفن وقتی این موضوع را می‌فهمد، جلوی دیمن را می‌گیرد(یعنی اینکه انسانیت استفن دوباره روشن شده) و کلاوس هم از این موقعیت، استفاده کرده و مایکل را می‌کشد.

    اما دیمن و الینا فکر می‌کنند که استفن برای آزادی ذهنی خود، جلوی کشتن کلاوس را گرفته‌است. حال که استفن آزادی خود را به‌دست آورده، تمام خانوادهٔ کلاوس (که در تابوت هستند) را می‌دزدد و قصد انتقام از کلاوس را دارد. بعداً استفن متوجه می‌شود که یک تابوت‌ افسون شده‌ و در آن به هیچ وجه باز نمی‌شوند(مادر کلاوس هست که از تابوت بیرون میاید و وانمود میکند کلاوس را هنوز دو ست دارد ولی در اصل قصد کشتن کلاوس را دارد که کلاوس می‌فهمد و مادر کلاوس فرار می‌کند) در ضمن استفن از کلاوس می‌خواهد که دورگه‌هایش را از شهر خارج کند وگرنه الینا را به خون‌آشام تبدیل می‌کند . پس از تمام این اتفاقات استفن آرام تر شده و رابطه اش نیز با الینا خوب شده اما در قسمت ۱۷ دیمن می فهمد به جز آن سلاحی که پدر کلاوس داشت (و نابود شد) سلاحی دیگر نیز وجود دارد که در زیر پل شهر پنهان شده است. ولی ربکا قبل از دیمن جای آن را می فهمد و تمام آن سلاح ها را نابود می کند اما غافل از این است که دیمن از او باهوش تر زیرا دیمن می فهمد که چوپ تابلوهای قدیم شهر نیز از این سلاح ساخته شده است. او پس از جمع آوری تابلوها آن ها را نزد استفن می برد وقسمت ۱۷ با این جمله تمام می شود: بریم چند تا اصیل بکشیم.

    Related image

    شبکه سی دابلیو روز ۳ مهٔ ۲۰۱۲ از تمدید خاطرات خون‌آشام برای فصل چهارم خبر داد. این شبکه همچنین دو سریال دیگر را برای فصلی تازه تمدید کرد. فصل ۴ این سریال از تاریخ ۱۱ اکتبر ۲۰۱۲ و به تاریخ شمسی از ۲۱ مهر ۱۳۹۱ شروع به پخش شد.

    ماجرای این فصل در ادامه ی فصل گذشته است و در جایی که الینا بر اثر خون آشام شدن تمام ویژگی هایش قدرتمند شده است.کلاوس نیز از مرگ نجات پیدا میکند و در ابتدا در بدن دیگری زندگی میکند ولی پس از مدتی با کمک بانی به بدن خودش برمیگردد. چندی بعد فردی به اسم کانر جردن به میستیگ فالز می آید. پس از مدتی دیمن و استفن متوجه میشوند که کانر یک شکارچی خون آشام است که با کشتن هر خون آشام خالکوبی بدنش کامل شده و نقشه ای برای گرفتن دارو برای درمان شکارچی بودنش را میتواند پیدا کند.کانر به الینا حمله میکند تا وی را بکشد اما جرمی برای کمک به الینا کانر را میکشد.طبق قوانین کسی که یک شکارچی را بکشد خود تبدیل به شکارچی میشود.جرمی به یک شکارچی تبدیل شد ولی برای اینکه نقشه خالکوبی بدنش را کامل کند نیاز به کشتن خون آشام داشت.برای همین جرمی ، کول برادر کلاوس را میکشد که هیچ نسل خونی متصلی ندارد. کول و تمام نسل خونی اش باعث میشود تا تعداد زیادی از خون آشام ها کشته شوند و در نتیجه خالکوبی جرمی کامل میشود. جرمی برای فهمیدن نقشه پیش پروفسور شین میرود.شین چند سال پیش همسر خویش را از دست داد و متوجه شد که دارو در دست موجودی به اسم سایلس است که قدرت این را دارد که تمام مردگان را زنده کند اما چندین سال است که درون غاری خوابیده است.از طرفی ربکا نیز به دنبال دارو است تا به حالت انسانی خود برگردد و بتواند یک زندگی دوباره داشته باشد.دیمن و استیفن نیز به دنبال دارو میروند تا به الینا بدهند و الینا به حالت انسانی اش برگردد. دیمن ، استیفن ، شین ، جرمی ، الینا ، ربکا و بانی به دنبال دارو میروند و سرانجام جرمی برای آزاد کردن دارو از دست سایلس حریف وی نمیشود و دارو را از دست میدهد در همین لحظه کاترین وارد میشود و دارو را با زیرکی از سایلس میدزدد و میرود.سایلس برای اینکه بتواند به قدرت خود که زنده کردن مردگان است برسد باید سه قتل عام انجام دهد به همین دلیل به جسم شین نفوذ میکند و در بدن وی روح بانی را در اختیار میگیرد تا به کمک بانی سه قتل عام را انجام دهد.اولین قتل عام مزرعه ای که در آن 12 انسان میمیرند.دومین قتل عام کشتن 12 دورگه و سومین قتل عام کشتن 12 جادوگر است. سایلس پس از انجام این سه قتل عام تنها نیاز به دارو دارد تا با خوردن آن به قدرت خود برسد. از طرفی دیمن ، استیفن و ربکا نیز هنوز به دنبال دارو هستند و این درحالی است که الینااز خون آشام بودن خود راضی است و تمایلی به گرفتن دارو ندارد.

    درحالیکه رابطه النا با دیمن هنوز سالم است، با کارولین وارد دانشگاه وایتمور می‌شود. او هیجان زده است که شانس یک تجربه انسانی و نرمال را دارد. اما وقتی هم اتاقیشان به طور وحشیانه‌ای به قتل می‌رسد، دوران خوشی آنها تمام می‌شود. جرمی اوقات بدی در بازگشت به مدرسه دارد و دیمن به کمکش می‌رود؛ اما بعد از یک مشاجره در مدرسه، جرمی اخراج می‌شود. بانی نمی‌خواهد کسی از مرگش مطلع شود و جرمی را به شکل خودش درمی آورد. کاترین با انسان بودن مشکل دارد و وقتی سیلاس به دنبالش می‌رود، به کمک دیمن نیازمند می‌شود. بعد از مسافرت تابستانی، مت با ربکا خداحافظی می‌کند و با یک دوست قدیمی به نام نادیا برخورد می‌کند. استفن هنوز هم زیر آب زندانی است و با میلش مبنی بر خاموش کردن انسانیتش مبارزه می‌کند.

    زیر آب، استفن دچار توهم می‌شود که دیمن به او می‌گوید انسانیتش را رها کند تا آزاد شود. در وایتمور، النا و کارولین سعی می‌کنند بفهمند مگان چطور پدر النا را می‌شناسد و چرا قتل او پوشیده شد. گزارش کالبدشکافی نشان می‌دهد که یک پروفسور مرموز دلیل اصلی قتل را پوشانده است. سیلاس به دنبال کاترین، جرمی و مت است. النا، تحت کنترل سیلاس، قصد کشتن دیمن را می‌کند ولی با تمرکز روی احساسات منفیش به استفن در تمام تابستان، قبل از انجام دستورهای سیلاس به حالت عادی برمی گردد. او حقیقت را درباره استفن می‌فهمد و موقتاً دانشگاه را ترک می‌کند تا او را پیدا کند. النا، دیمن و کلانتر فوربس محل استفن را پیدا می‌کنند ولی بجای او، یک بدن مرده آنجا وجود دارد. به این معنی که استفن بسیار گرسنه بوده و انسانیتش را خاموش کرده است.

    استفن نهایتاً بعد از سه ماه از محبس زیرآب به سطح می‌آید. وقتی النا به دیمن می‌گوید خوابی درباره استفن در یک بار دیده، کاترین می‌گوید او هم این خواب را دیده. دیمن و النا همراه با کاترین به باری می‌روند تا دنبال استفن بگردند. آنجا پیش خدمتی را می‌یابند که توسط استفن کتک خورده است. کتسیا، استفن را گروگان می‌گیرد و فاش می‌کند که او در اصل با سیلاس ازدواج کرده و او را طلسم کرده است. وقتی سیلاس به او خیانت می‌کند تا طلسم جادوانگی را با زنی که عاشقش است، آمارا، بگیرد، کتسیا هم آمارا را می‌کشد. کتسیا ادامه می‌دهد و می‌گوید می خواهد با استفاده از استفن، سیلاس را نابود کند. درهمین زمان، نادیا با استفاده از جادو روی مت، با گرگور ارتباط برقرار می‌کند و اطلاعاتی از مکان کاترین از النا بدست می‌آورد. نادیا، کاترین را می‌دزدد و پیش سیلاس می‌برد ولی می‌فهمد که سیلاس دارد از او استفاده می‌کند. وقتی دیمن، استفن را پیدا می‌کند، کتسیا به او هشدار می‌دهد که استفن و النا تقدیر هم هستند و او مانع راه آنهاست. کتسیا، استفن را طلسم می‌کند و او را سیلاس مرتبط می‌کند. وقتی استفن از طلسم کتسیا بیدار می‌شود، دچار فراموشی شده است.

    وقتی دیمن سعی می‌کند حافظه استفن را برگرداند، استفن با کنترل خودش مشکلی دارد. درحالیکه النا سعی می‌کند نحوه دیدارشان را به یاد استفن بیاورد، مت درباره زمان‌هایی گمشده و رویدادهای عجیب از جرمی کمک می‌خواهد. مت ناراحت می‌شود که بانی به کسانی که به او نیاز دارند، پاسخ نمی‌دهد و باعث می‌شود جرمی سریع برود. جرمی مجبور می‌شود حقیقت را درباره بانی به دیمن بگوید. وقتی نهایتاً النا، استفن را قانع می‌کند، او سعی می‌کند النا را ببوسد ولی النا او را رد می‌کند. با این کار استفن گرسنه و حسود می‌شود. با همه اینها، استفن تصمیم می‌گیرد انسانیتش را خاموش کند و از انسان‌ها تغذیه کند. او به قبرستان می‌رود و با دیدن کارولین و جسی، به جسی حمله می‌کند. کاورلین می‌تواند استفن را تحت کنترل درآورد و او به کارولین اعتماد می‌کند. بعد از بازگشت به خانه سالواتوره‌ها، استفن دفترش را می‌سوزاند و می‌گوید به النا و دیمن اعتماد ندارد و نمی‌خواهد اطرافشان باشد. نهایتاً النا از مرگ بانی مطلع می‌شود. در اجتماعی عاطفی برای بانی، او از طریق جرمی با دوستانش سخن می‌گوید. وقتی دیمن، النا، کارولین، مت و جرمی عزادار مرگ بانی هستند، تایلر برمی گردد. پروفسور مرموز، وس، می‌فهمد که جسی در سیستمش خون خون‌آشام دارد و او را می‌کشد.

    منبع : http://www.ganjit.ir/62432-series-the-vampire-diaries.html

    نظرات کاربران
    *

    ایمیل شما برای همه نمایش داده نخواهد شد.

    *

    از نوشتن نظرات با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید.

    *

    از ارسال نظرات غیر مرتبط با متن خبر , تکرار نظرات دیگران , توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمائید.

    *

    نظراتی که حاوی تهمت و بی احترامی به مقدسات مذهبی , ادیان الهی , مسئولان کشوری , اقلیت های قومی و مذهبی و مغایر با عرف و قوانین جاری کشوری باشد منتشر نخواهد شد.


    ارسال دیدگاه

    *

    *

    *

    تصویر دیدنی امروز
    • پربازدیدترین
    • جدیدترین مطالب
    تبلیغات
    حسابداری ویژه بازار کار
    خرید بک لینک
    ایمیل خود را بدون www در کادر رو به رو وارد نمایید